• شماره ركورد
    1358462
  • عنوان مقاله

    مطالعه روايت برنامه‎نويسان كارشيفته از مناسبات كارـ خانواده: رويكرد جنسيتي

  • پديد آورندگان

    شفيعي ، آزاده دانشگاه تهران، پرديس بين‌الملل ارس - گروه مديريت بازرگاني , نرگسيان ، عباس دانشگاه تهران - دانشكده مديريت دولتي و علوم سازماني - گروه رهبري و سرمايه , ودادهير ، ابوعلي دانشگاه تهران - دانشكده علوم اجتماعي - گروه آموزشي انسان‌شناسي

  • از صفحه
    26
  • تا صفحه
    51
  • كليدواژه
    تعارض كارـ خانواده , غني‌سازي كار ـ خانواده , تعادل كارـ خانواده , يكپارچگي كار ـ خانواده , روايت‌پژوهي
  • چكيده فارسي
    زمينه و هدف: زندگي خانوادگي و شغلي دو جزء جدايي‌ناپذير در زندگي افراد محسوب مي‌شود؛ به‌گونه‌اي كه رمز موفقيت افراد، به پيشبرد اهدافشان در اين دو حوزه وابسته است. چنانچه فرد در بُعد زندگي شغلي يا خانوادگي خود، دچار مشكل و چالش شود، عوارض آن، هم فرد و هم سازمان و هم سطح جامعه را دربرمي‌گيرد. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه داستان‌ها و تجربه‌هاي برنامه‌نويسان كارشيفته، از مناسبات كارـ خانواده با رويكرد جنسيتي است.روش: پژوهش كيفي حاضر از حيث پارادايم تفسيرگرايي، رويكرد تدوين نظريه استقرايي و از حيث استراتژي پژوهش، روايت‌پژوهي است. ابزار گردآوري داده‌ها، مصاحبه نيمه‌ساختاريافته و پايان باز است كه به‌منظور رسيدن به داده‌هاي لازم، مصاحبه‌ها تا رسيدن به حد اشباع ادامه يافت و در نهايت، طبق استانداردهاي تعريف‌شده و بر مبناي نمونه‌گيري هدفمند، 30 نفر (15 زن و 15 مرد) در  پژوهش حاضر مشاركت كردند. از تحليل روايت مبتني بر مضمون، براي شناسايي مضامين و شرح تجربه‌هاي مشاركت‌كنندگان استفاده شد.يافته‌ها: در بررسي‌هاي انجام‌شده مشخص شد كه روايت كلان زنان كارشيفته با روايت كلان مردان كارشيفته در خصوص عوامل اثرگذار بر مناسبات كار ـ خانواده، متفاوت است و بعضي از عوامل به تقويت مناسبات كار ـ خانواده و بعضي ديگر به كارشيفتگي بيشتر منجر مي‌شود. بر اساس اين پژوهش، در بين زنان، عوامل خانوادگي از جمله خانواده‌محوري، تناسب كار ـ خانواده، يكپارچگي كار ـ خانواده و خانواده حمايتگر، به برقراري تعادل بيشتر بين كار و خانواده افراد منجر مي‌شود؛ زيرا زنان در امور خانه، نقش، وظايف و مسئوليت‌هاي بيشتري را برعهده دارند. از نظر مردانِ برنامه‌نويس، عوامل سازماني، از جمله كارشيفتگي، اضافه‌كاري اجباري، كار افراطي، درآمدزايي و عدم حمايت سازمان، به كارشيفتگي بيشتر و برهم‌خوردن تعادل كار ـ خانواده منجر مي‌شود. نتيجه‌گيري: مردان به‌دليل نان‌آور بودن و تأمين هزينه‌هاي زندگي كه از ديرباز و به‌صورت سنتي بر عهده آن‌ها بوده است، چنانچه در وضعيت نامطلوب اقتصادي و ناتواني در تأمين هزينه‌ها، قرار بگيرند، به‌سمت كارشيفتگي بيشتر سوق پيدا مي‌كنند.
  • عنوان نشريه
    مطالعات منابع انساني
  • عنوان نشريه
    مطالعات منابع انساني