• شماره ركورد
    1359019
  • عنوان مقاله

    پديدارشناسي مفهوم محله با تأكيد بر محلات شهر شيراز در دوران قاجار

  • پديد آورندگان

    اسماعيل دخت ، مريم دانشگاه تهران، پرديس هنرهاي زيبا - دانشكدۀ معماري , اسماعيل ‌دخت ، محمدرضا دانشگاه هنر - دانشكدۀ معماري

  • از صفحه
    33
  • تا صفحه
    42
  • كليدواژه
    منظر شهر سنتي , منظر شهر معاصر , محله , شيراز
  • چكيده فارسي
    در گذر از جامعۀ شهري سنتي در ايران به اجتماع معاصر، انتقالي معرفتي از مفهوم منظر شهري و ادراك شهروندان از شهر روي داده است. اساس مديريت شهري شهرهاي سنتي و مداخله در آن اجتماع‌ محور و مبتني بر نظامي اجتماعي بود كه پيروِ انتقال صورت‌گرفته جاي آن را متخصصين و مديران مبتني بر قدرت/دانش در شهرهاي معاصر گرفتند. محله به‌عنوان يكي از مهمترين اركان شهر سنتي و اساس شكل‌گيري شهر تحت كل‌هاي كوچك، بستر مداخلات اجتماعي و حس تعلق به مكان را براي ساكنين ايجاد كرده و در واقع وطن هر فرد محسوب مي‌شد. با توسعه‌هاي معاصر و تغييرات بنيادين در نظام سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، و گذار به جامعۀ مدرن، مفاهيم نويني نظير منطقه و ناحيه با تقسيمات تخصص‌محور به‌منظور مداخله در شهر جايگزين مفهوم محله شد و برساخت اجتماعي شهر تحت مفهومي برخواسته از زمينه با مشاركت مردمي جاي خود را به برساخت سياسي فضاهاي شهري تحت نفوذ حكومت مركزي داد. در حال حاضر پژوهشگران و مديران در نظر و عمل به‌دنبال احياي مفاهيمي همچون محله هستند. هدف از اين پژوهش بررسي منظر محلات شيراز در دوران گذار از شهر سنتي به شهر معاصر است. پژوهش در پي پاسخ به اين سؤال اساسي است كه آيا شكل‌گيري فضاهاي شهري در دوران قاجار مبتني بر نظام محله‌اي، منجر به مرزبندي اجتماعي تحت عنوان محله بود؟ آيا تقسيمات محله در ادراك ساكنين و بازتوليد فضا مؤثر بود؟ به‌منظور پاسخگويي به سؤال پژوهش با روش پژوهش اسنادي، نقطۀ عطف انتقال از شيراز سنتي به معاصر بررسي شده و با رويكردي پديدارشناسانه، نمود ادراك شهروندان از شهر سنتي شيراز بر مبناي آثار به‌جاي مانده از قبيل اسناد و اشعار، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. نتايج تحقيق حاكي از آن است كه منظر شهر سنتي و تجارب زيستۀ ساكنين تا اواخر دوران قاجار متفاوت از شيراز امروزي است كه در پژوهش‌ها و اقدامات تخصصي، صرفاً به جنبۀ كالبدي بافت تاريخي شيراز توجه شده و تنها آثار تجسمي به‌جاي‌مانده از مقياس كلان‌شهري تا مقياس خُرد هنرهاي مستظرفه بدون توجه به تجارب زيستۀ ساكنين قديم بررسي مي‌شود. احياي مفاهيمي مردمي نظير محله و حراست از بافت تاريخي در درجۀ اول مستلزم نگاهي پديدارشناسانه به كالبد و معناست كه پژوهشگر در فضايي مشابه مخاطب حلول كند و به‌طور عميق با پديده‌هاي شهر سنتي نظير محله مواجه شود.
  • عنوان نشريه
    گردشگري فرهنگ
  • عنوان نشريه
    گردشگري فرهنگ