شماره ركورد
1359417
عنوان مقاله
معضل فرگه - گيچ و منطق طرزتلقيهاي مرتبه بالاتر
پديد آورندگان
عليزاده ، بهرام دانشگاه خوارزمي - گروه فلسفه
از صفحه
133
تا صفحه
159
كليدواژه
ابرازگرايي , ناشناختي گرايي , معضل فرگه - گيچ , طرزتلقيهاي مرتبه بالاتر , سايمون بلكبرن
چكيده فارسي
ابرازگرايي اخلاقي مدعي است (1) جملات اخلاقي فاقد شرايط صدق هستند و (2) هدف ما از بيان جملات اخلاقي ابراز طرزتلقيهاي اخلاقي مثل تمايلات، خشنوديها و ناخشنوديهايمان است كه سرشتي ناشناختيگرايانه دارند. اين ديدگاه با مشكل مهمي روبروست كه به معضل فرگه-گيچ شهرت يافته است. جملات اخلاقي بخشي از معناشناسي جملات مركب هستند؛ P (يك جمله اخلاقي) در تناقض با P⁓ قرار ميگيرد و منطقاً ميتوان Q را از P و «اگر P آنگاه Q» استنتاج كرد (استدلال وضع مقدم). ناشناختيگرايان منكر آنند كه معناي جملات اخلاقي در جملات مركب و جملات اتمي يكي است. اگر معناي P در قالب جمله مفرد با معناي آن در مقدمِ جملۀ شرطيه يكي نباشد، استدلال مذكور نامعتبر خواهد شد، در حالي كه ميدانيم استدلالي معتبر است. بلكبرن مدعي است جملات مركب بيانگرِ طرزتلقيهاي مرتبه بالاتر نسبت به طرزتلقيهاي مطرحشده در جملاتِ كوچكترِ تشكيلدهندۀ آنها هستند. لذا اگر مقدمات يك استدلال معتبر را تأييد و نتيجه آن را انكار كنيم، طرزتلقيهاي ما دچار تعارض ميشوند، همان طور كه اگر همزمان به P و P⁓ باور داشته باشيم دچار تناقض ميشويم. رويكردِ طرزتلقيهاي مرتبه بالاتر مشكلات متعددي دارد. پذيرش مقدمات يك استدلال اخلاقي و انكار نتيجۀ آن، با رويكرد ابرازگرايانه نهايتاً شخص را به تناقض اخلاقي ميرساند، نه تناقض منطقي. علاوه بر اين، ابرازگرايي از تبيين تناقض آشكارِ حاصل از بيانِ P و P⁓ نيز ناتوان است. راهحل بلكبرن براي ايجاد يك طرزتلقي جديد، مثل مدارا، نيز قادر به حل مشكل نيست.
عنوان نشريه
پژوهشهاي فلسفي كلامي
عنوان نشريه
پژوهشهاي فلسفي كلامي
لينک به اين مدرک