• شماره ركورد
    1359517
  • عنوان مقاله

    نظريه فرهنگ و عقلانيت در انديشه هربرت ماركوزه

  • پديد آورندگان

    مخلص ، شيما دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان , نجاتي حسيني ، محمد دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان - دانشكده علوم انساني - گروه جامعه‌شناسي , علي احمدي ، اميد دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان - دانشكده علوم انساني - گروه جامعه‌شناسي

  • از صفحه
    165
  • تا صفحه
    191
  • كليدواژه
    عقلانيت ابزاري , تكنولوژي , صنعت فرهنگ , لوگوس زندگي
  • چكيده فارسي
    مسئله عقلانيت ابزاري و تكنولوژيكي، امروزه به‌عنوان يكي از مهم‌ترين مسائل و مشكلات جامعه مدرن معرفي شده است به‌گونه‌اي كه فرهنگ صنعتي شده به‌شدت تحت تأثير اين عقلانيت قرار گرفته است. يكي از مهم‌ترين منتقدان چنين فرهنگي هربرت ماركوزه است. ماركوزه تلاش دارد ضمن مفصل بندي مفاهيمي مانند عقلانيت ابزاري و تكنولوژيكي و پيوند فرآيندهاي صنعتي شدن سرمايه داري متأخر، نشان‎ دهد كه چگونه اين عقلانيت با استفاده از مازاد سركوبي كه براي شكل گيري تمدن ضروري است، اصل واقعيت را بر جهان حاكم كرده و با شكل دهي به نيازهاي كاذب در قالب صنعت فرهنگ، به انقياد گروه‎ هاي مختلف اجتماعي بپردازد. به باور ماركوزه، صرف تأكيد بر عقلانيت تكنولوژيكي و تبعات آن در جامعه معاصر نمي تواند منجر به رهايي انسان و به تعبير وي لوگوس زندگي باشد و نيازمند نوعي پراكسيس اجتماعي براي مقابله با آن هستيم. همچنين وي با تأسي از فرويد، تلاش دارد تا با فراتررفتن از مفهوم نياز و تبيين ميل در مفصل بندي جامعه معاصر، مسير ماركس براي مقابله با فرهنگ جامعه معاصر را گسترش دهد. در اين جستار كوشش‎‎ شده تا ضمن توصيف و تبيين مفهوم عقلانيت ابزاري و تكنولوژيكي و تأثيرات آن بر فرهنگ معاصر، به بررسي ريشه هاي تاريخي و فكري چنين عقلانيتي پرداخته و نشان داده شده كه ماركوزه راه برون‌رفت از اين وضعيت را چه چيزي مي داند. از همين رو، تلاش شده تا ضمن معرفي انديشه هاي وي، مهم‌ترين نظريه پردازاني كه بر انديشه ماركوزه تأثير گذاشته اند، ازجمله هايدگر، ماركس، فرويد و هوسرل، به نقد صنعت فرهنگي پرداخته شد كه تمام عرصه هاي زندگي روزمره ما را تحت سلطه خود درآورده است.
  • عنوان نشريه
    مطالعات اقتصاد سياسي بين الملل
  • عنوان نشريه
    مطالعات اقتصاد سياسي بين الملل