شماره ركورد
1359641
عنوان مقاله
پايانِ داستانها « پيوستار سكون در رمان فارسي دهه چهل »
پديد آورندگان
نادركردي ، محمد دانشگاه تهران
از صفحه
99
تا صفحه
120
كليدواژه
آستانه , پايانبندي , پيوستار , رمان , كرونوتوپ
چكيده فارسي
ژانر رمان در پيوند با زمان معاصر همواره خلق كننده جهاني نو و رو به آينده است كه مفهوم حركت و نامتنهاي بودن را توأمان در درون خود نهفته دارد. در چنين چشم اندازي نمي توان رمان را صرفاً به بازتابي از شرايط خاص اجتماعي- تاريخي دوراني مشخص، يا به خدمت ايده و رسالتي خاص تقليل داد. ژانر رمان و جهان داستاني اش مخلوق رابطه اي پيچيده و درهم تنيده از عناصر گوناگون متباين از جمله: جهان واقعي به مثابه منبع بازنمايي، جهان بازنموده اثر ادبي، مؤلف و مخاطب در زمان ها و مكان هاي متفاوت است كه مي توان از آن ها به مثابه پيوستار رمان نام برد. بر اساس اين نگاه، رمان و به صورت خاص پايان بندي آن به مثابه آستانه يا مرزي در رابطه با ديگر عناصر پيوستارِ رمان ترسيم شده است كه با توجه به چگونگي بسته شدن آن يعني: سخن فرجامين داستان يا گفتار راوي و قهرمانان داستان درباره خويش و جهان شان، گرايش آن داستان را در نسبت با حركت يا سكون و ايستايي اش به صورت خاص، و ژانر رمان به صورت كلي مد نظر قرار گرفته است. اين نگاه با تكيه بر مفاهيم ژانر رمان، حماسه، آستانه، پيوستار زماني-مكاني«كرونوتوپ» از نگاه باختين صورتبندي شده است. بر اين اساس در پايان رمان شوهر آهو خانم، حركت سيدميران كه از خيابان شروع و به گاراژ رسيده بود در بازگشتي ايستا به خانه منتهي مي شود؛ در سووشون يوسف به مثابه ديگري زري كشته و حذف مي شود؛ و حركت خالد در رمان همسايه ها از خانه اي محصور آغاز مي شود، در خيابان تداوم مي يابد و به زندان ختم مي شود.
عنوان نشريه
جامعه شناسي هنر و ادبيات
عنوان نشريه
جامعه شناسي هنر و ادبيات
لينک به اين مدرک