• شماره ركورد
    1359645
  • عنوان مقاله

    نقد جامعه‌شناختي رمان بي‌كتابي نوشته‌ محمدرضا شرفي خبوشان

  • پديد آورندگان

    حيدري رامشه ، ناهيد دانشگاه اصفهان - دانشكده ادبيات , احمدي داراني ، علي اكبر دانشگاه اصفهان - دانشكده ادبيات

  • از صفحه
    183
  • تا صفحه
    208
  • كليدواژه
    بي‌كتابي , جامعه‌شناسي رمان , رمان تاريخي , كتابخانه‌ سلطنتي , محمدرضا شرفي ‌خبوشان
  • چكيده فارسي
    نقد جامعه‌شناختي، از شيوه‌هاي شناخته‌شده در حوزه‌ نقد ادبي، با تأكيد بر ارتباط دوسويه‌ ادبيات و جامعه، مي‌كوشد نحوه‌ بازنمايي ساختارهاي اجتماعي را در آثار ادبي ارزيابي كند. اين شيوهْ عمده‌ مطالعات خود را بر روي نوع ادبي رمان كه از ميان انواع ادبي، بيشترين تناسب را با زيست‌جهان مدرن دارد، متمركز كرده‌است. پژوهش حاضر بر آن بوده‌‌است تا از ميان آثار برگزيدۀ ادبيات داستاني معاصر، رمان بي‌كتابي، نوشته‌ محمدرضا شرفي خبوشان را از ديدگاهي جامعه‌شناسانه بررسي و آن را در پيوند با جامعه‌اي كه اين اثر مولود آن است، ارزيابي كند. درهمين‌راستا، مقاله‌ پيشِ‌رو از طريق كاربست نظريه‌هاي جامعه‌شناسي ادبيات، به‌ويژه آراء گلدمن و با تمركز بر فرآيند تقليل جايگاه و ارزش كتاب به اُبژه‌اي صرفاً تزئيني در اين اثر، گفتمان مردسالار و ديگر ساختارهاي معنادار،  كوشيده‌‌است نشان دهد چگونه برخي خُرده‌فرهنگ‌ها ابتدا در بطن نظام‌هاي اجتماعي نفوذ مي‌كند و بعد با تكرار مداوم، تبديل به عادت‌واره مي‌شود؛ سپس اين عادت‌واره به‌تدريج در سير تاريخي خود، رسوب مي‌كند تا اينكه سال‌ها بعد، در زمانه‌اي ديگر، در برخورد با شرايط اجتماعي جديد، با خروج از حالت رسوب‌شدگي، به حالت هشياري و بيدارشدگي مي‌رسد و دوباره به‌چرخه مي‌افتد. برآيندِ نهايي نشان مي‌دهد نويسنده ميان پيرنگ، كليت و ساختار منسجم متن، با فرامتن، از طريق به‌كارگيري ساختارهاي معنادار پيوند برقرار مي‌كند؛ به‌نحوي كه از يك‌سو مي‌توان ساختار حاكم بر جامعه‌ زمان قاجار را در ساخت هنري رُمان بازجُست و از سوي ديگر، همان ساختارها را مي‌توان در هيئتي جديد در زمانه‌ مؤلف رؤيت كرد.
  • عنوان نشريه
    جامعه شناسي هنر و ادبيات
  • عنوان نشريه
    جامعه شناسي هنر و ادبيات