شماره ركورد
1359901
عنوان مقاله
تصوير نويسنده به مثابۀ موزاييست: بررسي «موزاييك» از منظر لوسين دلنباخ در نوشتار از هم گسيخته ويرجينيا وولف
پديد آورندگان
كيوان ، شفيقه دانشگاه ژان مولن ليون سه - مركز مطالعات و پژوهش هاي تطبيقي بر آفرينش، اكول نورمال سوپريور ليون
از صفحه
261
تا صفحه
280
كليدواژه
ويرجينيا وولف , نوشتار از هم گسيخته , موزاييك , لوسين دلنباخ , زيبايي شناسي متن
چكيده فارسي
«موزاييك» به عنوان مضموني در ادبيات و نيز استعارهاي از ادبيات مدرن توسط لوسين دلنباخ، منتقد و نظريهپرداز معاصر «موزاييك» بهعنوان مضموني در ادبيات و نيز استعارهاي از ادبيات مدرن توسط لوسين دلنباخ، منتقد و نظريهپرداز معاصر سوئيسي مطرح شده است. دلنباخ از «موزاييك» براي فهم زيباشناسيِ ادبيات مدرن و ساختار نوشتار پارهپاره، كه از دستآوردهاي مدرنيته است، استفاده ميكند. او دو ويژگي متضاد براي متن موزاييكي برميشمرد: ۱. منقطع بودن اجزاي تشكيل دهنده، ۲. وحدت كلي. به عقيدۀ دلنباخ، انعكاس پلوراليسم مدرن و در عين حال راهحل از هم نپاشيدن وحدت و انسجام در الگوي موزاييك نهفته است. ويرجينيا وولف از اولين نويسندگان قرن بيستم ميلادي است كه در آثارش با نوشتاري از همگسيخته و منقطع به بازتاب زيباشناسانۀ دگرگوني و آشفتگي جهان درون و بيرون انسان عصر مدرن پرداخته است. اين پژوهش برآنست تا نشان دهد كه نوشتار ازهمگسيختۀ وولفي از نوع موزاييكي است كه دلنباخ تعريف كرده است. بر همين اساس، دو مشخصۀ اصلي موزاييك (ناهمگن و همگن بودن) در ساختار، عناصر اصلي (زمان و مكان، زاويه ديد، شخصيت پردازي)، تصاوير و موتيفها، و مضامين و درونمايههاي آثار وولف بررسي شدهاند. اين پژوهش نشان ميدهد كه الگوي موزاييك نه تنها در فرم كه در مضمون و محتواي آثار وولف تنيده شده است و در نتيجه آثار وولف در تمام اجزاي متن، در عين از همگسستگي و كثرت به سمت وحدت كلي و انسجام در جريان هستند.
عنوان نشريه
نقد زبان و ادبيات خارجي
عنوان نشريه
نقد زبان و ادبيات خارجي
لينک به اين مدرک