• شماره ركورد
    1360203
  • عنوان مقاله

    مطالعۀ تطبيقي بنيان‌هاي فكري معماري در فرآيند ناخودآگاه و خودآگاه (مورد مطالعه: مقايسۀ معماري دورۀ صفويه و معاصر)

  • پديد آورندگان

    هاشم زهي ، سمانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر - گروه معماري , مهدي نژاد درزي ، جمال الدين دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر , كريمي ، باقر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر - گروه معماري

  • از صفحه
    37
  • تا صفحه
    65
  • كليدواژه
    حكمت , ناخودآگاه , خودآگاه , معماري صفويه , معماري معاصر
  • چكيده فارسي
    معمار معاصر به جايگاه خودش به‌مثابه يك «هنرمند» اتكاي بسيار زيادي دارد و به اصطلاحاتي چون زبان فردي و خودآگاه خيلي اعتماد مي‌كند. در مطالعات معماري، مبناهاي فكري متفاوتي در توليد فرم تأثيرگذارند كه اين بنيان‌ها در حوزه‌هاي متعددي دسته‌بندي مي‌شوند، از جمله خودآگاه و ناخودآگاه. پژوهشگر درصدد است دريابد تا چه اندازه ضمير ناخودآگاه در توليد فرم در دورۀ صفويه و همچنين تا چه اندازه ضمير خودآگاه در توليد فرم در دورۀ معاصر مؤثر بوده است. اين پژوهش با رويكرد كيفي و مبتني بر دو راهبرد تاريخي‌تطبيقي و اسنادي انجام گرفته است. محيط مطالعه اسناد و مداركي‌اند كه دربارۀ بنيان‌هاي فكري دورۀ صفويه و بنيان‌هاي فكري دورۀ معاصرند. بر اساس آراي مطرح‌شده، در هر دو دوره، پيوند بين توليد فرم و خلاقيت حائز اهميت است. بنابراين، بر پايۀ اين شاخص و مؤلفه‌هاي تأثيرگذار بر آن مقايسه انجام گرفت. خلاقيت به‌صورت علمي و منطقي ماهيت خودآگاه و خلاقيت شهودي و هنري ماهيت ناخودآگاه دارد. نتايج مقايسه‌اي نشان دادند در معماري صفويه در فرآيند آفرينش آثار و مصنوعات خويش، هنرمند خودش نيز متحول مي‌شد و آفرينشي تازه و خلقي نو مي‌يافت. وظيفۀ هنرمند در رابطۀ متقابل با محصول آفريدۀ خويش، هدايت نفس در حركت جوهري و ايجاد بستر مناسب براي فعليت قواي متعالي و مجرد آن است، يا به‌عبارتي زمينه‌ساز براي تجرد نفس است. علم انسان عقلي، علمي شهودي است. دورۀ صفويه بنيان‌هاي فكري غني و قوي در فرآيند ناخودآگاه داشته است كه به‌تبع آن، معماري و توليد فرم از آن متأثر است. هنر قدسي بر خلاف هنر مدرن، قبل از آنكه سبك باشد، معناست. معماران مؤلف، اعتقاد به پديدار دارند و از كل و تضادهاي موجود در زمينه و انعطاف صحبت مي‌كنند؛ اما معمار از ديد آن‌ها كسي است كه واقعيت را بازآفريني مي‌كند و آنچه مهم است، مخاطب اثر است كه متن را زنده مي‌كند. از وحدت سرشت انسان‌ها و تجربيات وجودي و شهود صحبت مي‌كنند؛ ولي به كيفيت اين تجربه و كشف واقعيت وجودي و ارتقاي آن در جهت سرشت واحد خبري نيست. معمار در مواجهه با اطلاعات بسياري قرار مي‌گيرد كه به‌ناچار اطلاعاتي كه در خودآگاهش مي‌تواند حلاجي كند، در الويت قرار مي‌گيرند و گاهاً به‌تعبير آيزنمن، اين بيان فردي با تأكيد بر يك خلاقيت انزواطلبانه، بدون توجه به يك نظم يكپارچه، در‌حال پيش‌روي است. با اتكا و تحليل اين بنيان‌ها مي‌توان گفت بهره‌گيري از فرآيند ناخودآگاه در توليد فرم در جهت ارتقاي كيفي طراحي و هم‌خواني با زمينه نياز مبرم است. با توجه به اينكه توانايي معمار در درك كامل و همه‌جانبۀ ارزش‌ها و مفاهيم موجود در جهان هستي و اتصال به ناخودآگاه محدود است، مي‌توان بدون قرار‌دادن فرم در زمينۀ واقعي آن، با درنظرگرفتن ناسازگاري‌ها به اين مهم دست‌ يافت. نتيجه حصول سازگاري بنا با زمينه است.
  • عنوان نشريه
    پژوهشهاي معماري اسلامي
  • عنوان نشريه
    پژوهشهاي معماري اسلامي