• شماره ركورد
    1361164
  • عنوان مقاله

    چرخۀ اقتدارگرايي در ايران

  • پديد آورندگان

    ساعي ، علي دانشگاه تربيت مدرس

  • از صفحه
    169
  • تا صفحه
    204
  • كليدواژه
    دموكراتيزاسيون , چرخۀ اقتدارگرايي , نهادهاي سياسي , نخبگان قدرت , كنشگران اجتماعي.
  • چكيده فارسي
    اين مطالعه بر چرخۀ اقتدارگرايي در ايران تأكيد دارد. بنيان معرفتي الگوي چرخۀ اقتدارگرايي در ايران، نظريۀ دموكراتيزاسيون است.  مدعاي اين نوشتار آن است كه ديناميك دموكراتيزاسيون، جامعۀ ايران را از رژيم اقتدارگرا به دورۀ گذار دموكراتيك عبور مي دهد. در اين فرايند، رژيم اقتدارگرا سرنگون مي شود  و دورۀ گذار دموكراتيك آغاز مي شود. بعد از يك دورۀ زماني كوتاه، فرايند دموكراتيزاسيون در مرحلۀ  گذار دموكراتيك قطع  مي شود و جامعۀ ايراني در منطقۀ گذار زمين گير مي شود، آنگاه به تدريج مدارهاي سياسي، آن را به سمت ميدان اقتدارگرايي حركت  مي دهند. در واكنش به بازتوليد موج اقتدارگرايي، معمولا يك جنبش انقلابي رخ مي دهد. اين جنبش، به فروپاشي رژيم اقتدارگرا منجر مي شود. اين الگوي رايج جامعۀ ايراني است كه همواره بين دموكراتيزاسيون و اقتدارگرايي جلو و عقب مي رود. استدلال نظري آن است  كه چرخۀ اقتدارگرايي  از طريق عليت همايندي قابل تبيين است. به اين معنا كه اگر نهادهاي سياسي انحصاري باشند و عامليت نخبگان قدرت مبتني بر اعمال محدوديت ساختاري بر مخالفان باشد و كنشگران اجتماعي در انتخاب‌هاي استراتژيك خود محدوديت ساختاري داشته باشند، جامعه به سمت اقتدارگرايي حركت مي كند. براي تحليل داده هاي تاريخي از  تحليل روايتي و عليت همايندي استفاده شده است. در پايان، اين گزاره فرموله شده است كه:  هرگاه مسير اصلاحات دموكراتيك فرو بسته شود،  اقتدارگرايان، استراتژي سركوب را انتخاب مي كنند و راديكال هاي مخالف، استراتژي خشونت را انتخاب كنند، در اين صورت به تدريج ديناميك اقتدارگرايي،  به ركود قدرت منجر مي شود، آنگاه نيروي كنشگران راديكال،  جامعه را  به سمت فروپاشي رژيم حاكم حركت مي دهد .
  • عنوان نشريه
    مطالعات توسعه اجتماعي- فرهنگي
  • عنوان نشريه
    مطالعات توسعه اجتماعي- فرهنگي