شماره ركورد
1361321
عنوان مقاله
سطح مطلوبيت و اثر عوامل محيطي بر انتخاب زيستگاه خرس قهوهاي (Ursus arctos) در ايران
پديد آورندگان
شريفي ، معصومه سازمان حفاظت محيط زيست - دانشكده محيط زيست - گروه علوم و مهندسي محيط زيست , نظامي بلوچي ، باقر سازمان حفاظت محيط زيست - دانشكده محيط زيست - گروه محيط زيست طبيعي و تنوع زيستي , رمضاني ، جواد سازمان حفاظت محيط زيست - پژوهشكده محيط زيست و توسعه پايدار - گروه تنوع زيستي و ايمني زيستي , رايگاني ، بهزاد سازمان حفاظت محيط زيست - دانشكده محيط زيست - گروه محيط زيست طبيعي و تنوع زيستي , جهاني ، علي سازمان حفاظت محيط زيست - دانشكده محيط زيست - گروه محيط زيست طبيعي و تنوع زيستي
از صفحه
49
تا صفحه
68
كليدواژه
مدل توزيع گونهاي حوزه قفقاز , مطلوبيت زيستگاه , شيب , تراكم پوشش گياهي , كارايي حفاظتي
چكيده فارسي
سابقه و هدف: خرس قهوهاي (Ursus arctos) بزرگترين گوشتخوار كشور است كه گستره حضور وسيعي داشته اما همانند ساير گوشتخواران بزرگ جثه از فراواني اندك در سطح گسترده كشور برخوردار است. زيستگاههاي اين گونه در كشور به ويژه در سطح محلي از هم گسيختگي زيادي دارند، از اينرو ارزيابي و شناسايي مناطق بالقوه زيستگاهي داراي مطلوبيت بالاتر، اهميت زيادي در حفاظت از اين گونه دارد. همچنين شناخت اثر عوامل زيست، زمين و اقليمي بر انتخاب زيستگاه نقش مهمي براي توصيف توزيع گونه داشته و اين امكان را فراهم ميكند تا بتوان بين زيستگاههاي مختلف از نظر كيفيت تفاوت قايل شد و از آن در مديريت موثر استفاده كرد.مواد و روشها: اين مطالعه در محدوده شمال غرب ايران در بخش ارسباران انجام شد كه بعنوان اقليم جغرافيايي قفقازي شناخته ميشود. بخش قفقاز ايران داراي دو جامعه گياهي مجزاي هيركاني و ارسباراني است. با انجام بازديدهاي ميداني و گردآوري مشاهدات و گزارشات تائيد شده محيطبانان و متخصصين، نقاط حضور قطعي گونه شناسايي شد. پس از صحت سنجي نقاط بدست آمده و اعمال بافر، 64 نقطه در مدلسازي استفاده شدند. به منظور ايجاد يك مدل توزيع گونهاي كارآمد و شناسايي مناطق مطلوب بالقوه، از شش تكنيك مدلسازي در بسته BIOMOD نرم افزار R استفاده شد. در نهايت از خروجيهاي بدست آمده با استفاده از روش تركيبي Ensemble نقشه مطلوبيت زيستگاه بدست آمد.نتايج و بحث: نتايج حاصل از خروجي مدلها و رويهمگذاري نقشه مناطق تحت مديريت نشان داد كه بيش از دو سوم از اين مناطق، براي خرس قهوهاي از مطلوبيت برخوردار هستند. متغيرهاي درصد شيب و شاخص پوشش گياهي بيشترين سهم را در تعيين مطلوبيت زيستگاهي داشت به شكلي كه شيب متوسط و تراكم پوشش گياهي بالاتر، مطلوبيت بيشتري را براي گونه به همراه داشت. متغيرهاي فاصله از رودخانه اثر كم و فاصله از روستا نقش زيادي در تعيين مطلوبيت زيستگاه خرس قهوهاي نداشت. هموار بودن مناطق، با توجه به اينكه دسترسي انسان را افزايش مي دهد، سطح امنيت و مطلوبيت را كاهش خواهد داد. احتمال حضور گونه در محدوده شيب حدود 10 تا 40 درصد بيشتر بود كه با افزايش تراكم پوشش گياهي نيز مطلوبيت زيستگاه با شيب ملايمي افزايش يافت. همچنين مناطق با بارندگي متوسط و ارتفاع بالاتر در جذب خرسها و افزايش مطلوبيت زيستگاه اهميت دارند. در مقابل افزايش دما، تراكم جادهها و افزايش فعاليتهاي متمركز انساني مطلوبيت زيستگاه را با شيب تقريبا تندي كاهش ميدهند. 67 درصد از زيستگاههاي مطلوب گونه داخل محدوده مناطق چهارگانه و 33 درصد آنها خارج از مناطق تحت حفاظت واقع شدهاند. با وجودي كه بخش وسيعي از مناطق تحت حفاظت از مطلوبيت برخوردارند اما تراكم خرس قهوهاي در اين بخش از كشور بسيار پائينتر از ساير گستره حضور گونه در شمال و غرب كشور است. اين امر احتمالا به دليل تلفات زياد انساني در اين محدوده و اينكه اغلب مناطق آنقدر وسعت و يكپارچگي ندارند كه بتوانند تمام گستره خانگي گونه را پوشش دهند، است.نتيجه گيري: يكي از مهمترين استراتژي هاي حفاظتي براي گونه گوشتخوار بزرگ جثهاي مانند خرس كه رفتار جابجايي بلند، تراكم جمعيت كم، تعارض بالا و نيازمنديهاي حفاظتي وسيع دارد، اتصال زيستگاه ها و تعريف مناطق حفاظت شده جديد بينابيني در اين منطقه براساس خروجيهاي نقشههاي مطلوبيت زيستگاه است. همچنين ساماندهي دامداريهاي پراكنده در مناطق مطلوب، اجراي برنامههاي آموزشي و مهمتر از آن پرداخت خسارات وارد شده از سوي خرس به جوامع روستايي اهميت زيادي در كاهش تعارض و اقدامات تلافيجويانه دارد.
عنوان نشريه
علوم محيطي
عنوان نشريه
علوم محيطي
لينک به اين مدرک