شماره ركورد
1361907
عنوان مقاله
تحليل نگرش ذينفعان جنگل نسبت به مديريت مشاركتي در جنگلهاي سردشت، زاگرس شمالي ايران
پديد آورندگان
عبداللهي ، فرشاد دانشگاه اروميه - دانشكده منابع طبيعي , بانج شفيعي ، عباس دانشگاه اروميه - دانشكده منابع طبيعي - گروه جنگلداري , بيگي حيدرلو ، هادي دانشگاه اروميه - دانشكده منابع طبيعي - گروه جنگلداري , موسوي ميركلا ، رستم دانشگاه اروميه - دانشكده منابع طبيعي - گروه جنگلداري
از صفحه
437
تا صفحه
461
كليدواژه
جنگلداري اجتماعي , حفاظت , جوامع محلي , روش كيو , معيشت جايگزين
چكيده فارسي
مقدمه و هدف: تصميمگيري متمركز و از بالا به پايين بهطور فزايندهاي براي پاسخگويي به مسائل و نيازهاي حاكميت منابع طبيعي در سطح محلي ناكافي شده است. از اينرو، شكست مديريت دولتي جنگلها، دولتها و سازمانهاي مربوطه را مجبور كرده است تا سياستها و برنامههاي خود را به مديريت جنگلهاي مشاركتي (مردم محور) تغيير دهند. رويكردهاي مشاركتي براي مديريت جنگل پس از شناخت محدوديت سياست هاي نظارتي جنگل ها از رويكردهاي بالا به پايين براي تصميم گيري استفاده مي كند. رويكردهاي مشاركتي، طي دهههاي اخير مورد پذيرش دانشگاهيان، نهادها و دولت ها بوده و با توجه به موقعيت هاي مختلف از نظر تنوع جغرافيايي، شرايط اجتماعي - اقتصادي، ارزش هاي فرهنگي، اعتقادات سنتي، نگرش هاي كلي، سياست هاي اجرا شده و چارچوب هاي خاص نهادي به طرق مختلفي عمل كرده است. اين پژوهش با هدف بررسي نگرش ذينفعان جنگل هاي شهرستان سردشت نسبت به مديريت مشاركتي انجام شد.مواد و روش ها: شهرستان سردشت در جنوب استان آذربايجان غربي به عنوان منطقۀ مورد بررسي در اين پژوهش انتخاب شد. روش پژوهش برحسب هدف كاربردي، از نظر ماهيتي اكتشافي و از حيث گردآوري داده ها، توصيفي - پيمايشي است كه با استفاده از روش كيو (Q)، الگوهاي ذهني مختلف ذينفعان نسبت به مديريت مشاركتي جنگل ها به دست آمد. در روش شناسي Q براي بررسي ذهنيت دروني افراد در شكلي سازمان يافته و از نظر آماري قابل تفسير استفاده مي شود. در اين پژوهش روش كيو بهدليل ماهيت ناهمگون موضوع و بهدليل ارتباط ديدگاه هاي ذينفعان با توجه به نوع مديريت جنگل هاي شهرستان سردشت انتخاب شد. اين فرآيند با گردآوري فضاي گفتمان آغاز شد و با گردآوري داده هاي پژوهش كيو يعني مرتب سازي پايان يافت. جامعۀ آماري مورد بررسي اين پژوهش، 29 نفر شامل تمام ذينفعان مرتبط با جنگل هاي سردشت بود كه از روستائيان و جنگل نشينان، كارشناسان ادارات منابع طبيعي و اساتيد دانشگاه است. بر اساس كارت هاي توزيع شده، 49 گزاره شناسايي و در مرحلۀ بعد توسط مشاركت كنندگان اولويت بندي شدند.يافته ها: با توجه به يافتههاي پژوهش و تعداد و گروهبنديها، بين دامنۀ ايدهها و عقايد مشاركتكنندگان در خصوص مديريت مشاركتي جنگل تفاوتها و مشابهتهايي مشاهده شد. با هدف بررسي كيو و معيار تفسير پذيربودن عاملها يا گروهها، سه دستهبندي از ذهنيت و عقايد مشاركتكنندگان با مقدار همبستگى بالا بهدست آمد. سه الگوي ذهني مختلف شامل حفاظت همراه با معيشت جايگزين، حفاظت مطلق، و مديريت مشاركتي همراه با معيشت جايگزين در بين ذينفعان مختلف وجود دارد. ذهنيت اول نشان دهنده اين موضوع است كه افرادي كه در اين دسته قرار گرفته اند به اهميت موضوع حفاظت از جنگل ها پي برده اند ولي با توجه به اينكه معيشت بسياري از خانوارها وابسته به جنگل است، خواهان ارتقاي وضعيت معيشت با استفاده از راهكارهاي ديگر مثل ايجاد شغل هاي جايگزين هستند تا به جنگل آسيبي وارد نكنند و از طرف ديگر وضعيت معيشت آنها نيز بهبود نسبي پيدا كند. با توجه به ذهنيت ذينفعان در گروه دوم، تركيب مناطق مديريتي و حفاظت شده را راهي براي حفاظت از جنگل هاي سردشت مي دانند. اين در صورتي است كه مهم ترين دليل تخريب جنگل هاي منطقه تبديل و تغيير كاربري جنگل ها و اراضي جنگلي به اراضي كشاورزي است و با اين كار زمينه از بين رفتن تدريجي منابع طبيعي فراهم مي شود. ذهنيت سوم در ذينفعان محلي، تركيبي از مديريت مشاركتي و معيشت جايگزين است. آنچه كه در اين ذهنيت شاخص و بارز بوده اين است كه ذينفعان تغيير سبك مديريتي فعلي به مديريت مشاركتي را قبول دارند، با اين حال ابتدا بايد در مورد آن بررسي كامل و جامعي انجام و تمامي جوانب آن سنجيده شود و در نهايت مديريت مشاركتي به عنوان تنها راه حل اصلي براي مديريت منابع طبيعي پذيرفته شود.نتيجه گيري كلي: سهم قابل توجه پژوهش حاضر، الگوسازي از ذهنيت عامل ها با رويكرد كيفي و ذهني است كه در اين پژوهش ديدگاه ها و ايده هاي مشاركت كنندگان در حوزه مديريت جنگل هاي زاگرس در شهرستان سردشت مورد تأكيد قرار گرفت. ادراك ذينفعان محلي يك عنصر كليدي از يك فرآيند تصميم گيري قوي است زيرا اين ذينفعان به طور مستقيم با ذخاير منابع طبيعي در تعامل هستند و آنها اولين استفاده كننده از منافع و همچنين چالش هاي آن هستند. از اين رو، ذهنيت، ادراك و مشاركت آنها در مديريت و سياست ها بايد گنجانده شود. بر اساس نتايج نهايي مي توان چنين تفسير كرد كه ذينفعان محلي در سردشت از حفاظت از جنگل هاي زاگرس حمايت مي كنند. علاوه بر اين، افزايش شغل و معيشت جايگزين و بهبود دسترسي به بازار مي تواند نقش بزرگي در مديريت پايدار منابع جنگلي از طريق افزايش مشاركت جوامع محلي در فرآيندهاي تصميم گيري ايفا كند. توجه به اين تنوع ديدگاهها، نياز به توسعه رويكردهاي مديريت منابع طبيعي فعال و انعطافپذير را برجسته ميكند.
عنوان نشريه
پژوهش و توسعه جنگل
عنوان نشريه
پژوهش و توسعه جنگل
لينک به اين مدرک