شماره ركورد
1361908
عنوان مقاله
مدلسازي موجودي حجمي خشكدارهاي ريز با استفاده از تحليل لجستيك در جنگل پژوهشي خيرودكنار
پديد آورندگان
واحدي ، علي اصغر سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي - مركز تحقيقات و آموزش كشاورزي و منابع طبيعي مازندران - بخش تحقيقات منابع طبيعي , فلاح ، اصغر دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي ساري - دانشكده منابع طبيعي - گروه جنگلداري
از صفحه
463
تا صفحه
479
كليدواژه
انباشت حجمي , خشكدارهاي ريز , گراديان ارتفاعي , مدل لجستيك رتبهاي
چكيده فارسي
مقدمه و هدف: با توجه به اهميت بوم شناختي خشك دارهاي ريز در بوم سازگان هاي جنگلي، ضروري است كه عوامل تأثيرگذار بر موجودي حجمي آنها با استفاده از الگوي مناسب تبيين شود. از طرفي در جنگل هاي هيركاني كه در گراديان مختلف ارتفاعي آن انواع مختلفي از جوامع گياهي به همراه تيپ هاي مختلف درختان داراي پراكنش گسترده اي هستند، انتظار مي رود خشك دارهاي ريز سهم قابل توجهي را داشته باشند. يكي از الگوهايي كه براي مديريت بهينه و كنترل انباشت آنها مي تواند كارساز باشد مدل سازي هاي مبتني بر تحليل لجستيك است. هدف اصلي اين پژوهش استفاده از تحليل لجستيك رتبه اي براي تبيين اثرگذاري عوامل مزبور بر انباشت حجمي خشك دارهاي ريز در ارتباط با گراديان ارتفاعي جنگل پژوهشي خيرودكنار است. مواد و روشها: اين پژوهش در گراديان ارتفاعي 100 تا 1800 متر از سطح دريا با استفاده از طرح قطعاتنمونه خوشهاي انجام شد. تعداد سه قطعهنمونه دايرهاي با شعاع 7.32 متر با زواياي آزيموت صفر، 120 و 240 درجه به شكل مثلث در قالب يك خوشه با فاصله 36.6 متر از يكديگر پياده شده و يك قطعهنمونه ديگر نيز با همان مساحت در مركز اين طراحي جانمايي شد. هر خوشه بهصورت تصادفي با سه تكرار در مجموع به تعداد 12 قطعهنمونه در يك گراديان ارتفاع از سطح دريا با اختلاف 150 متر پياده شد. در مجموع به تعداد 36 خوشه و 144 قطعه نمونه در جنگل مورد پژوهش پياده شد. سه طبقه قطري شامل 2.5- 1، 4.5- 2.5 و 7.5- 4.5 سانتي متر براي خشكدارهاي ريز در نظر گرفته شد. براي اندازهگيري قطر خشكدارهاي ريز يك ترانسكت خطي با آزيموت ثابت 150 درجه از مركز هر قطعهنمونه دايرهاي شكل پياده شده و طبقه قطري 2.5-1 سانتي متر در فاصله 6.1- 4.27 متر و ديگر طبقههاي قطري در فاصله 7.32 - 4.27 متري برداشت شدند. بر روي هر ترانسكت قطر تمام خشكدارهاي ريزي كه محور مركزي آنها منقطع با خط ترانسكت بود با كوليس اندازهگيري و ثبت شد. علاوه بر آن نوع گونه و پوسيدگي يا عدم پوسيدگي خشك دارهاي ريز همراه با جهت دامنه نيز ثبت شد. شايان ذكر است كه در تمام گراديان ارتفاعي با توجه به تصادفي بودن پياده سازي قطعات نمونه مزبور تغييرات طبقات مختلف شيب وجود نداشت و در كليه موارد جمعآوري دادهها در طبقه شيب 25 تا 40 درصد انجام شد. بر مبناي آزمون اسپيرمن ضريب همبستگي اسپيرمن و مبتني بر مقادير آماره مربع كاي و ابعاد جدول توافقي از ضريب همبستگي كرامر براي ارزيابي معني داري شدت همبستگي بين متغيرها استفاده شد. در روند مدلسازي صرف نظر از روابط هم خطي بين متغيرهاي عامل، تمام متغيرهاي غيرهمبسته به عنوان متغيرهاي ورودي مدل مدنظر قرار گرفتند. متغيرهاي اسمي و رتبه اي در قالب فاكتورهاي با اثرات ثابت و متغيرهاي كمي به عنوان متغيرهاي جانبي در اجراي تحليل لجستيك رتبه اي معرفي شدند. اعتبارسنجي هر مدل بر حسب متغيرهاي مختلف با استفاده از شاخص برازش مدل (آماره لگاريتم درست نمايي و مربع كاي) و ضرايب تبيين كاذب كاكس و نل، و نيجل كرك ارزيابي شد. براي بررسي معني داري مدل و ضرايب محاسباتي آن از آزمون والد والد استفاده شد. براي نمايه سازي صحت سنجي مدل در رابطه با مقادير برآوردي و مشاهدات از آزمون هاي پيرسون و انحراف استفاده شد.يافتهها: نتايج نشان داد ميانگين حجم خشك دارهاي ريز در كلاسه هاي قطري اول، دوم و سوم به ترتيب 2.14، 6.01 و 16.23 مترمكعب در هكتار بود. نتايج تحليلي مدلسازي لجستيك نشان داد كه گراديان ارتفاعي بر مبناي آزمون لگاريتم درستنمايي (0.05 gt; P، 0.06 = X2) و ضريب تبيين كاذب نيجلكرك (0.001 =Pesudo-R2) داراي اثرات معنيدار بر تغييرات موجودي حجمي خشكدارهاي ريز انواع طبقههاي قطري نيست. با احتساب نتايج مربوط به ضرايب همبستگي اسپيرمن و كرامر نتايج حاكي از آن بود كه گراديان ارتفاعي با تيپ توده، جهت دامنه، گونه و پوسيدگي خشكدارهاي ريز ارتباط معنيدار دارد. از طرفي، نتايج مبتني بر ضريب همبستگي كرامر نشان داد كه جهات دامنه با گونه هاي خشك دار و پوسيدگي آنها، توده درختان با درجه پوسيدگي و گونه خشك دارها و همچنين گونه هاي خشك دارها با درجه پوسيدگي آنها داراي ارتباط معني داري نيست. با احتساب عدم همخطي بين متغيرهاي عامل نتايج نهايي مدلسازي نشان داد كه فقط نوع گونه و پوسيدگي ريزچوبها داراي اثرات معنيدار بر تغييرات انباشت حجمي خشكدارهاي ريز طبقه قطري اول است (0.24 =Pesudo-R2 0.05 P، 22.61= X2).نتيجهگيري كلي: با توجه به معنيداري آماره والد گونههاي ريزچوب بهطور مستقيم با اثرات شبيه به هم و پوسيدگي آنها بهطور وارونه بر متغير پاسخ خشكدارهاي طبقه اول قطري داراي اثرات معنيداري است. درصورتي كه مقدار انباشت حجمي خشك دارهاي ريز در طبقات قطورتر تحت تأثير عوامل معرفي شده نبود. از اين رو، اين احتمال وجود دارد كه بسياري از رخدادهاي غيرمترقبه از جمله آشفتگي هاي طبيعي در مقياس هاي مختلف و با شدت متفاوت به همراه ماهيت ذاتي جنگل شناسي از جمله مراحل تحولي مي تواند مهم ترين عواملي باشد كه در موجودي حجمي خشك دارهاي ريز در طبقات قطورتر تأثير داشته باشد.
عنوان نشريه
پژوهش و توسعه جنگل
عنوان نشريه
پژوهش و توسعه جنگل
لينک به اين مدرک