• شماره ركورد
    1362538
  • عنوان مقاله

    بررسي چالش‌ها و موانع توانبخشي رواني اجتماعي افراد داراي اختلالات روان مزمن؛ يك مطالعه كيفي

  • پديد آورندگان

    عليپور ، فردين دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي - دانشكده سلامت اجتماعي، مركز تحقيقات مديريت رفاه اجتماعي - گروه آموزشي مددكاري اجتماعي , عربكري ، زليخا دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي - دانشكده سلامت اجتماعي - گروه آموزشي مددكاري اجتماعي , مرداني ، مصطفي دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي - دانشكده سلامت اجتماعي - گروه آموزشي مددكاري اجتماعي , احمدي ، شكوفه دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي - مركز تحقيقات سلامت در حوادث و بلايا , افشارپويا ، حسين دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي - دانشكده سلامت اجتماعي - گروه آموزشي مددكاري اجتماعي , شعاع كاظمي ، مهرانگيز دانشگاه الزهرا - دانشكده علوم اجتماعي و اقتصاد - گروه مطالعات زنان و خانواده

  • از صفحه
    476
  • تا صفحه
    499
  • كليدواژه
    بيماران روان مزمن , توانبخشي رواني , توانبخشي اجتماعي , مطالعه كيفي
  • چكيده فارسي
    هدف افراد داراي اختلال رواني مزمن با چالش‌هاي مختلفي روبه‌رو هستند، اين چالش‌ها تنها معطوف به فرد نبوده و مراقبان خانوادگي و افراد متخصص در اين حوزه را نيز درگير مي‌كنند. توانبخشي رواني و اجتماعي بيماران داراي اختلال روان به بهبود عملكرد آن‌ها كمك مي‌كند و بازگشت آن‌ها به جريان اصلي زندگي را تسهيل مي‌نمايد. اين مطالعه در پي واكاوي چالش‌هايي است كه در مسير توانبخشي اين افراد وجود دارد. روش بررسي اين مطالعه به روش كيفي و با استفاده از تحليل محتواي قراردادي انجام شد. مشاركت‌‌كنندگان پژوهش متشكل از ۱۳ نفر از افراد مبتلا به بيماري‌‌هاي رواني مزمن، 3 نفر از اعضاي خانواده آن‌ها و 6 نفر از متخصصان و افراد داراي تجربه كار با اين بيماران بودند. مشاركت‌‌كنندگان با روش نمونه‌‌گيري هدفمند و استراتژي حداكثر تنوع انتخاب شدند و از طريق مصاحبه عميق و نيمه‌‌ساختاريافته موردبررسي قرار گرفتند. تجزيه‌و‌تحليل داده‌‌ها نيز با استفاده از رويكرد گرانهايم و لاندمن انجام شد. يافته‌ها تحليل مصاحبه‌‌هاي مشاركت‌‌كنندگان نشان داد درون‌مايه اصلي اين مطالعه «در تكاپوي پاسخ به هويت تضعيف‌‌شده» است. طبقات و زيرطبقات استخراج‌شده اين مطالعه شامل: 1. محدوديت‌هاي اجتماعي (طرد اجتماعي، غفلت‌‌هاي پيراموني)؛ 2. بي‌ثباتي (سبك زندگي متلاطم، خانواده به‌مثابه نهاد مغفول و فشارهاي اقتصادي)؛ 3. چالش‌هاي درماني (عدم انسجام درماني، چالش‌هاي درمانگران، ماهيت پيچيده بيماري و دغدغه‌‌هاي پس از ترخيص)؛ 4. چالش‌هاي ساختاري و كلان (كم‌توجهي رسانه‌‌هاي اجتماعي، ديدگاه‌‌هاي ناقص، چالش‌هاي اعتباري و مالي) و 5. فقدان عامليت و اراده (تضعيف هويت، كمبود تعادل بين استقلال و حمايت) است. نتيجه‌گيري توانبخشي افراد داراي اختلال رواني مزمن با چالش‌هاي مختلفي مواجه است. اين چالش‌ها در سطوح فردي، بين‌فردي، خانوادگي، سازماني و ساختاري هستند. تقويت جنبه‌هاي رواني و اجتماعي توانبخشي مي‌تواند زمينه را براي درمان بهتر و بادوام‌تر در اين بيماران فراهم كند. تقويت نقش و مداخلات رواني و اجتماعي در تيم توانبخشي، انسجام مداخلات درماني، حمايت از خانواده‌هاي بيماران، فرهنگ‌سازي اجتماعي درمورد رفتار با اين بيماران و خانواده‌هاي آن‌ها و توجه بيشتر به توانبخشي رواني و اجتماعي بيماران مي‌تواند پبامدهاي كوتاه‌مدت و بلندمدت بهتري را براي گروه‌هاي مختلف ذي‌نفع فرايند توانبخشي به‌دنبال داشته باشد.
  • عنوان نشريه
    آرشيو توانبخشي
  • عنوان نشريه
    آرشيو توانبخشي