شماره ركورد
1362830
عنوان مقاله
خود بازتابي و بازنمايي اخلاقي ديگري در فرا فيلمهاي سينماي ايران
پديد آورندگان
نصيري هانيس ، جلال دانشگاه هنر اصفهان , شايگان فر ، نادر دانشگاه هنر اصفهان - دانشكده پژوهشهاي عالي هنر و كارآفريني - گروه پژوهش هنر , الستي ، احمد دانشگاه تهران، پرديس هنرهاي زيبا - گروه هنرهاي نمايشي
از صفحه
279
تا صفحه
304
كليدواژه
فرا فيلم , ديگري , تحليل انتقادي گفتمان , خود بازتابي , سينماي ايران
چكيده فارسي
در فيلمهاي جريان اصلي سينما يك واقعيت خيالي و درواقع يك ساختارايدئولوژيكي، طبيعي نشان داده ميشود؛ اما فرافيلمها با پرداختن به مسائل فيلمسازي، تخيلي يا تصنعي بودن خود را برجسته ميكنند. تقابل و كشمكش شخصيتها در آثار سينمايي، اهميت مطالعه نسبت خود و ديگري را در آنها بهخوبي نمايان ميكند. در تاريخ فلسفه در رابطه با اين نسبت دو نگاه كلي حاكم است كه توسط سارتر و لويناس نمايندگي ميشود؛ سارتر همستيزي را روح حاكم بر نسبت خود و ديگري ميداند. در اين ديدگاه «خودآييني» حاكم است. در مقابل، لويناس از احساس مسئوليت نامتناهي در مقابل «ديگري» و «ديگرآييني» اخلاقي صحبت ميكند. سينماي ايران داراي تعداد زيادي فرافيلم است كه اغلب مشكلات كارگردان در فرايند خلق فيلم و نسبت او با ديگر عوامل ساخت فيلم را به نمايش گذاشتهاند. با توجه به كاركردهاي خودبازتابانه، آيا اين آثار توانستهاند به ساختاربندي مجددي از نظم گفتماني حاكم بر جامعه در نسبت خود و ديگري دست يابند؟ براي پاسخ به اين پرسش، فرافيلمهاي زير درختان زيتون (1373) عباس كيارستمي، ميكس (1378) داريوش مهرجويي، بوي كافور عطر ياس (1378) بهمن فرمان و وقتي همه خوابيم (1378) بهرام بيضايي با رويكرد تحليل انتقادي گفتمان فركلاف بررسيشدهاند. نتيجهي تحقيق آنكه در فرافيلمهاي كيارستمي و بيضايي ديگرآييني مشهود است اما نظم گفتماني حاكم بر فرافيلمهاي مهرجويي و فرمان آرا در نسبت با ديگري، عليرغم ظاهر انتقادي و روشنفكرانه، بازتوليد گفتمانحاكم است، چراكه خودبازتابي در فرافيلمها تنها در صورتي ميتواند باعث ديگرآييني اخلاقي شود كه حاوي خودانتقادي بوده و خودارجاعي آن، از لاك خودشيفتگي و محافظهكاري بيرون باشد.
عنوان نشريه
مطالعات فرهنگي و ارتباطات
عنوان نشريه
مطالعات فرهنگي و ارتباطات
لينک به اين مدرک