شماره ركورد
1363625
عنوان مقاله
بازنمايي جنسيت در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو: تلفيق شعرشناسي شناختي و تحليل گفتمان انتقادي
پديد آورندگان
عميدي ، آيدا موسسهِ آموزش عالي علوم شناختي , گلفام ، ارسلان دانشگاه تربيت مدرس - گروه زبانشناسي , پورمحمد ، مهدي دانشگاه آلبرتا - دپارتمان آموزش ويژه
از صفحه
156
تا صفحه
173
كليدواژه
شعرشناسي شناختي , بدن مندي , جنسيت , طرحوارههاي ادبي , تحليل گفتمان انتقادي
چكيده فارسي
مقدمه: شعرشناسي شناختي به مثابه روشي براي خوانش ادبيات كه الگوهاي شناختي را به شعر تعميم ميدهد، بايد بتواند به پرسشهاي مطرح در نظريههاي ادبي، از جمله تاثير جنسيت، پاسخ گويد. رابطه زبان و جنسيت، متأثر از روابط قدرت و نيازمند تحليل گفتمان انتقادي است. هدف پژوهش حاضر بررسي بازنمايي جنسيت در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو است. روش كار: در مطالعه حاضر شعرشناسي شناختي با تحليل گفتمان انتقادي Fairclough تلفيق و چارچوب نظري حاصل براي بررسي اشعار به كار گرفته شد. دو اثر از فرخزاد و شاملو براي مطالعه انتخاب و تمامخواني شدند. جنسيت بر اساس موارد زير در اشعار ردگيري شد: اشاره مستقيم يا ضمني به مرد و زن، اشاره به زنان يا مردان در نقشهاي مختلف، اشاره به تجربيات مختص به يك جنسيت، استفاده از حوزهكنش جنسي براي مفهومسازي و انتساب زنانه و مردانه به اشيا و پديدههاي فاقد جنسيت. بر اساس اين موارد بريدههاي متني تعريف و با استفاده از چارچوب نظري تلفيقي بررسي شدند. يافتهها: بازنمايي زنان و مردان در شعر فرخزاد و شاملو را ميتوان در سه محور تبييني زنان و مردان به عنوان والد، زنان و مردان به عنوان سوژه رابطه و زنان و مردان مستقل از يكديگر دستهبندي كرد. در محور اول هر دو شاعر گفتمان غالب را طرد ميكنند، اما در دو محور ديگر شاملو عمدتاً مؤيد گفتمان غالب و فرخزاد در مقابل آن است. نتيجهگيري: بازنمايي جنسيت در شعر فرخزاد و شاملو از خلال بررسي فضاهاي رقيب آشكار ميشود. فضاهاي رقيب در شعر فرخزاد بيشتر ميان انواع زنان و در تقابل با گفتمان غالب و در شعر شاملو ميان جنسيتها و با به حاشيه راندن جنسيت زنانه شكل ميگيرد.
عنوان نشريه
تازه هاي علوم شناختي
عنوان نشريه
تازه هاي علوم شناختي
لينک به اين مدرک