• شماره ركورد
    1363749
  • عنوان مقاله

    چابك ‌سازي مديريت فرايندهاي سازماني مبتني بر تئوري سيستم ‌هاي انطباقي پيچيده

  • پديد آورندگان

    حسني مقدم ، صادق دانشگاه جامع امام حسين(ع) - گروه مديريت سيستم , مهتدي ، محمدمهدي دانشگاه جامع امام حسين(ع) - دانشكده مديريت و برنامه‌ريزي راهبردي - گروه تحول و تعالي , بازرگاني ، حسين دانشگاه جامع امام حسين(ع) - دانشكده مديريت و برنامه‌ريزي راهبردي - گروه تحول و تعالي , طاهري ، علي دانشگاه جامع امام حسين(ع) - دانشكده مديريت و برنامه‌ريزي راهبردي - گروه تحول و تعالي

  • از صفحه
    553
  • تا صفحه
    583
  • كليدواژه
    مديريت فرايندهاي سازماني , چابكي , سيستم‌هاي پيچيده انطباقي
  • چكيده فارسي
    هدف: امروزه بسياري از سازمان ‌ها به اين نتيجه دست پيدا كرده‌اند كه در دنياي واقعي، پياده‌ سازي سيستم مديريت فرايندهاي سازماني، بيشتر آن‌ها را به‌سمت ساختارهاي رسمي برده است و در واقع، توان واكنش مؤثر و چابك به تغييرات را به‌ويژه در نظام‌هاي پيچيده كاهش داده و حتي، اجراي آن را با اختلال مواجه كرده است. در اين راستا، هدف اصلي پژوهش پيش رو، ارائه چارچوبي از چابك‌سازي مديريت فرايندهاي سازماني با بهره‌گيري از مفاهيم نظريه «سيستم‌هاي پيچيده انطباقي» در سازمان است. روش: براي دستيابي به هدف ياد شده، در گام نخست، از طريق ابزار مصاحبه با ۱۸ نفر از خبرگان، تلاش شد كه اجزاي مؤثر در چارچوب مديريت فرايندهاي سازماني چابك شناسايي شود تا از اين طريق بتوان انطباق‌پذيري و چابكي سيستم مديريت فرايندهاي سازماني را بهبود بخشيد. در گام دوم پژوهش، به‌منظور تبيين ارتباطات سيستمي مديريت فرايندهاي سازماني چابك، از رويكرد مدل‌سازي ساختاري تفسيري (ISM) استفاده شد. يافته‌ها: پس از تحليل يافته‌ها و استخراج كدهاي اوليه از متن مصاحبه‌ها، در گام نخست، داده‌ها در چهار مقوله كلي آمادگي و زيرساخت‌هاي اوليه، پاسخ‌گويي، يادگيري و رشد شاخص‌هاي عملكردي با ضريب پايايي به ميزان ۷/۷۷ دسته‌بندي شدند. در مرحله بعدي، از طريق تكنيك مدل‌سازي ساختاري تفسيري، سطح‌بندي و ارتباطات درون‌سيستمي تعيين شد. بر اساس يافته‌هاي پژوهش، مؤلفه‌هاي چارچوب پيشنهادي عبارت‌اند از: ۱. آمادگي: شامل فرهنگ متناسب، حاكميت فرايند، نيروي انساني شايسته، زيرساخت فناوري و ساختار سازمان؛ ۲. پاسخ‌گويي: مشتمل بر مؤلفه‌هاي استراتژي‌سازي مبتني بر بداهه، پايداري خلاق، سازگاري پويا و رهبري فرايندها؛ ۳. يادگيري: متشكل از يادگيرندگي سازماني و درك و شناخت محيطي؛ ۴. رشد و بهبود شاخص‌هاي عملكردي: شامل شاخص‌هاي كمي و كيفي. همچنين با توجه به چارچوب مفهومي ISM اين متغيرها در قالب چهار سطح طبقه‌بندي شدند. نتيجه‌گيري: بر اساس نتايج، زيرساخت فناوري اطلاعات، مهم‌ترين مؤلفه در چابكي مديريت فرايندهاي كسب‌وكار شناخته شد. همچنين بر اساس تحليل‌هاي صورت‌گرفته، قدرت نفوذ و وابستگي در طبقه چهار، يعني مستقل قرار گرفت. در واقع، تقويت زيرساخت فناوري مي‌تواند با نفوذ در فرهنگ فرايندمحوري، نيروي انساني و ساختار متناسب سازمان، باعث شود كه روحيه يادگيري و تحول و كار تيمي و مشاركتي در سازمان تقويت شود و بستري براي رشد مستمر كاركنان فراهم آيد كه در نهايت، پيامدهايي همچون مزيت رقابتي، سودآوري، ايجاد ارزش براي جامعه و... را به‌دنبال دارد. افزون بر اين، در ميان متغيرهاي مربوطه در بالاترين سطح (سطح ۴) دو مؤلفه قابليت توليد استراتژي مبتني بر بداهه و همچنين، قابليت حفظ و نگهداري سازمان در لبه بي‌نظمي (پايداري خلاق) در طبقه متغيرهاي وابسته قرار گرفت كه اصلاح متغيرهاي هدف يا نتيجه در سيستم نام‌گذاري شد. با توجه به نتايج، ادعا مي‌شود كه در صورت توجه به ساير مؤلفه‌هاي سيستم، مي‌توان انتظار داشت كه سازمان‌ها به اين دو قابليت مهم با ذكر ويژگي‌هايي كه از اين دو بيان شد، دست پيدا كنند و بتوانند در محيط‌هاي پيچيده و پويا به نحو مقتضي اثرگذار باشند.
  • عنوان نشريه
    مديريت دولتي
  • عنوان نشريه
    مديريت دولتي