شماره ركورد
1363884
عنوان مقاله
نظاميسازي، علت جهانيشدن يا معلول آن؟ (مطالعه كشورهاي خاورميانه با رويكرد عليت گرنجري مبتنيبر بوتاستراپ)
پديد آورندگان
گل خندان ، ابوالقاسم دانشگاه لرستان - بخش عمومي , محمديان منصور ، صاحبه دانشگاه پيام نور - گروه اقتصاد
از صفحه
299
تا صفحه
334
كليدواژه
نظاميسازي , جهانيشدن , عليت , بوتاستراپ , كشورهاي خاورميانه
چكيده فارسي
پيرامون رابطه جهانيشدن و نظاميسازي ديدگاههاي متناقضي مطرح شده است. اگرچه بسياري معتقدند كه جهانيشدن و وابستگي متقابل به محدود نمودن نظاميسازي ميانجامد؛ اما برخي ادعا ميكنند كه فرآيند جهانيشدن منجر به گسترش نظاميسازي ميشود. در مقابل، گروهي معتقدند كه جهانيشدن تأثيري بر روند نظاميسازي ندارد و اين نظاميسازي است كه فرآيند جهانيشدن را كند و يا تسريع ميكند. در اين راستا پژوهش حاضر به بررسي رابطه عليت بين جهانيشدن و نظاميسازي در كشورهاي منتخب منطقه خاورميانه (بهعنوان منطقهاي كه داراي سطح بالايي از نظاميسازي در جهان است)، با تمركز بر تحليل خاص هر كشور طي دوره 2020-2000 پرداخته است. به اين منظور از متغيرهاي شاخص جهاني نظاميسازي (بهعنوان شاخص نظاميسازي)، شاخص جهانيشدن KOF (بهعنوان شاخص جهانيشدن) و رشد اقتصادي (بهعنوان متغير كنترل) استفاده شده است. برآورد مدل نيز با استفاده از آزمون عليت در پانلهاي مختلط نامتجانس كه مبتنيبر مدل خودرگرسيون برداري (VAR) و آزمونهاي والد با مقادير بحراني بوتاستراپ خاص هر كشور ميباشد، انجام شده است. نتايج تجربي نشاندهنده وجود رابطه عليت يكطرفه مثبت از سمت نظاميسازي به جهانيشدن (فرضيه نظاميسازي منجر به افزايش جهانيشدن) در كشورهاي مصر و اسرائيل، رابطه عليت يكطرفه منفي از سمت نظاميسازي به جهانيشدن (فرضيه نظاميسازي منجر به كاهش جهانيشدن) در كشورهاي تركيه و امارات، رابطه عليت يكطرفه منفي از سمت جهانيشدن به نظاميسازي (فرضيه جهانيشدن منجر به محدود نمودن نظاميسازي) در كشور عمان، رابطه عليت منفي دوطرفه بين نظاميسازي و جهانيشدن (فرضيه بازخورد) در كشور كويت و عدم وجود رابطه عليت بين نظاميسازي و جهانيشدن (فرضيه خنثي) براي كشورهاي ايران، عراق، لبنان، اردن، بحرين و عربستان ميباشد. همچنين، عدم وجود رابطه عليت بين جهانيشدن و نظاميسازي (يا فرضيه خنثي) براي كل پانل تأييد ميشود.
عنوان نشريه
اقتصاد و توسعه منطقه اي
عنوان نشريه
اقتصاد و توسعه منطقه اي
لينک به اين مدرک