شماره ركورد
1364645
عنوان مقاله
تحوّل معناي «دوش» در انديشه خيّام، سنائي و حافظ
پديد آورندگان
موذني ، علي محمد دانشگاه تهران , رجبي ، آمنه دانشگاه تهران
از صفحه
51
تا صفحه
86
كليدواژه
اسلام , دوش , زرتشت , سحر , سروش , شب , صبوحي
چكيده فارسي
خيّام، سنايي و حافظ، سه شاعرِ انديشمند بزرگ با مشربهاي فكري متفاوتند كه گرچه در بستر فرهنگ ايرانياسلامي باليده اند، از فرهنگ ايران پيش از اسلام و آئين زرتشت نيز تأثير پذيرفته اند . اثرپذيري شاعران از دو فرهنگ زرتشتي و اسلامي در بسياري از موارد موجب شده است كه واژگان يكسان، طيّ قرن ها، سايهروشنهاي معنايي پيدا كنند. يكي از واژگاني كه دستخوش تغيير گرديده، واژه «دوش» است. «دوش» تا پيش از عصر خيّام و سنايي، بيشتر به معناي «شبِ گذشته» و گاه مترادف با «سحر» بوده است. به «دوش» در معناي «شب» از دو منظر مي توان نگريست. نخست، جايگاه ارزشمند «شب» از ديدگاه زرتشت و اسلام و ديگر، ارتباط «شب» يا «سحر» با اوقات مي گساري و باده «صبوحي». «شب» و «سحر» چه پيش از عصر خيّام و سنايي و چه پس از آن، پيوندي ناگسستني با پيام هاي آسماني و غيبي داشته اند . در اشعار فردوسي، منوچهري و ناصرخسرو بهروشني مي توان به ارتباط اين دو با الهامات شبانه پيبرد. گاه اين الهامات را پيام آوران غيبي مانند «سروش»، فرشته پيام آور آسماني در آئين زرتشت، فرا مي رسانده و گاه، «شب» بهتنهايي، محمل رازها و اسرار بوده است. ارتباط «سروش» با «شب»، در اسلام نيز در قالب «وحي» و فرشتهه وحي، «جبرئيل»، بازتاب مي يابد و مقدّمات نگرش الهياتي به «شب» و «دوش» و «حضور پيك غيبي» را در اشعار شاعران قرون بعد خصوصاً حافظ فراهم مي سازد. پيش از پيدايش اين نگرش، «دوش» نخستين بار در رباعيات خيّام تحوّل معنايي مي يابد و از مفهوم الهياتي در پيوند با «سروش» و باورهاي زرتشتي، فاصله مي گيرد. سپس با ظهور عرفان و شعر سنايي، بار ديگر رنگ الهياتي خويش را بازمي يابد و در پرتو مفهوم «عشق»، معنايي تازه مي پذيرد و درنهايت، در غزليات حافظ، با به تكامل رسيدن و متعالي گشتن تمام مفاهيم پيشين و افزودن معناي «ازلي»، به محوري ترين انديشه او بدل ميشود.
عنوان نشريه
مطالعات زباني و بلاغي
عنوان نشريه
مطالعات زباني و بلاغي
لينک به اين مدرک