شماره ركورد
1365250
عنوان مقاله
اثر تمرينات مقاومتي بر اسيد صفراي كبدي، پروتئين بتاكلوتو و بيان نسبي ژنهاي گيرندهايكس فارنزوئيد، عامل رشد فيبروبلاست 15 و گيرنده4 عامل رشد فيبروبلاست در بافت كبد موشهاي مبتلا به كبد چرب غيرالكلي
پديد آورندگان
قلي پور ، مهري دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد - گروه تربيت بدني و علوم ورزشي , رضائيان ، نجمه دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد - گروه تربيت بدني و علوم ورزشي , كريمي ، محمد دانشگاه صنعتي قم , چراغ بيرجندي ، صادق دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد - گروه تربيت بدني و علوم ورزشي
از صفحه
55
تا صفحه
65
كليدواژه
كبد چرب , اسيدهاي صفراوي , مسير پيامرساني , تمرين مقاومتي
چكيده فارسي
زمينه و هدف: اسيدهاي صفراوي به عنوان پيامرسانهاي متابوليكي كليدي در جريان بازسازي كبد و محصول نهايي كاتابوليسم كلسترول شناخته ميشوند كه براي جذب مواد مغذي در روده مهم هستند. مطالعات اخير اسيدهاي صفراوي را به عنوان مولكول هاي پيامرسان با كاركردهاي متنوع توصيف مي كنند كه داراي گيرنده هاي گسترده اي در بدن مي باشند. به واسطه اين گيرنده ها، اسيدهاي صفراوي مي توانند ميزان سنتز خود، ليپيد، گلوكز و سوخت و ساز انرژي را تعديل نمايند. مسير پيامرساني FXR-FGFR4-KLB و نقش آن در تنظيم بيوسنتز اسيدهاي صفراوي يكي از موضوعات جديد در سوخت و ساز كلسترول به ويژه در بيماري كبد چرب غيرالكلي (NAFLD) است. اين تحقيق با هدف مطالعه اثر هشت هفته تمرينات مقاومتي بر اسيد صفراوي (BA) كبدي، پروتئين بتا كلوتو (KLB) و بيان نسبي گيرنده ايكس فارنزوئيد (FXR)، عامل رشد فيبروبلاست 15 (FGF15) و گيرنده 4 عامل رشد فيبروبلاست (FGFR4) در موش هاي نر مبتلا به NAFLD انجام گرديد. مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربي تعداد 16 سر موش صحرايي نر نژاد ويستار با سن شش هفته و وزن تقريبي 120-160 گرم، به منظور القاي شرايط NAFLD، در يك دوره شش هفته اي رژيم غذايي پرچرب قرار گرفتند و در ادامه به طور تصادفي در دو گروه مساوي (8 سر در هر گروه) شامل گروه هاي؛ كنترل (C) و تمرين مقاومتي (R) تقسيم شدند. پروتكل تمريني گروه R شامل بالارفتن از نردبان يك متر با شبكه 2 سانتي متري و شيب 85 درجه همراه با بستن سيلندرهاي حاوي وزنه به دم موش ها، با 50 تا 75 درصد وزن بدن و در يك دوره هشت هفته اي با تواتر پنج روز در هفته بود. 48 ساعت پس از آخرين جلسه تمرين، آزمودني ها قرباني شده و نمونه گيري بافت كبد براي ارزيابي متغيرهاي تحقيق انجام گرديد. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معناداري 0.05≥p انجام شد. نتايج: به دنبال هشت هفته تمرينات مقاومتي، مقادير كبدي BA در گروه R نسبت به گروه C به طور معنادار كاهش يافت (0.0001=p). همچنين مقادير پروتئين KLB (0.0001=p) و بيان نسبي FXR (0.0001=p)، FGF15 (0.0001=p)، FGFR4 (0.0001=p) در گروه R نسبت به گروه C به طور معنادار بيشتر بود. نتيجه گيري: كبد چرب غيرالكلي با كاهش بيان ژن هايي از قبيل FXR، FGF15 و FGFR4 و نيز كاهش پروتئين كلوتو همراه است كه نتيجه آن اختلال در وضعيت كلسترول و به دنبال آن آسيب هاي سلولي در كبد است. مداخله فعاليت ورزشي مي تواند مسير پيامرساني FXR-FGFR4-KLB و نقش آن در تنظيم بيوسنتز اسيدهاي صفراوي را تحت تأثير مثبت قرار داده و به بهبود وضعيت سوخت و ساز كلسترول در بدن كمك نمايد. به نظر مي رسد تمرينات مقاومتي اثرات سودمندي در بهبود اين مسير پيامرساني داشته باشند.داد ه هاي اين تحقيق نشان دهندۀ ارتباط احتمالي بين تمرينات مقاومتي و بهبود سوخ توساز چربي در كبد است. محور عضله-كبد و نقش اين نوع تمرينات بر تنظيم افزايشي ژن هاي درگير در بيوسنتز اسيد صفراي كبدي و در پي آن كنترل سوخت وساز كلسترول مي تواند در دستيابي به شناخت بهتري از پاتوژنز NAFLD كمك كند.
عنوان نشريه
فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني
عنوان نشريه
فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني
لينک به اين مدرک