شماره ركورد
1365673
عنوان مقاله
كلمه در قاب تصوير: تحليل معناشناختي نقش نوشتار در نقاشي معاصر ايران (دهههاي ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشيدي)
پديد آورندگان
رويان ، سميرا دانشگاه تربيت مدرس - دانشكده هنر و معماري - گروه نقاشي , عالمي ، ماريا دانشگاه تربيت مدرس - دانشكده هنر و معماري
از صفحه
43
تا صفحه
59
كليدواژه
نشانه كلامي , نشانه تصويري , متن تصويري , نشانهشناسي لايهاي , نقاشي معاصر ايران
چكيده فارسي
چگونگي برهمكنش كلمات و تصاوير در ساخت معنا از موضوعات مهم هنر معاصر است. در هنر معاصر (از۱۹۷۰ ميلادي به بعد)، هنرمندان، با تركيب واژهها و تصاوير، آثار هنري پيچيده و چندلايهاي خلق ميكنند؛ بدين نحو شيوههاي سنتي بيانگري هنر به چالش كشيده ميشود. با توجه به سابقۀ ديرينـۀ همنشيني كلمه و تصوير در هنرهاي تجسمي ايران و استفاده از نوشته و خوشنويسي در نقاشي نوگراي ايران كه امروزه به عنوان يكي از مشخصههاي نقاشي ايراني شناخته ميشود، هدف پژوهش حاضر تبيين نقش نشانههاي نوشتاري بر خوانش متن تصويري در نقاشي معاصر ايران است. از آنجا كه هنر به عنوان يك نظام نشانهشناختي توليد محتوا شناخته ميشود، مسئلۀ پژوهش حاضر اين است كه چگونه حضور واژهها درون قاب نقاشي - كه منجر به تركيب دو نظام رمزگانيِ متمايز ميشود - معناي تصاوير را تحت تأثير قرار ميدهد. بدين منظور پس از مطالعه و دستهبندي جامعۀ آماري كه شامل نقاشي-نوشتههاي هنرمندان ايراني در دو دهۀ ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشيدي است، آثار سه نقاش معاصر ايراني كه با رويكردهاي متفاوت از نشانههاي نوشتاري در نقاشيهايشان استفاده كردهاند به عنوان نمونه انتخاب شد. روش گردآوري اطلاعات به صورت اسنادي و ميداني است و از روش نشانهشناسي لايهاي براي تحليل نشانه-معناشناختي نمونههاي انتخابي استفاده شده است. نتايج بررسيها نشان ميدهد كه حضور نوشتۀ داخل كادر نقاشي در هنر معاصر ايران كاركردهاي متنوعي دارد؛ بدين ترتيب كه نشانههاي نوشتاري، گاه با تكيه بر صراحت بياني گفتار، دلالتهاي ضمني تصوير را محدود و خوانش متن تصويري را تسهيل ميكنند و گاه با توسعۀ بُعد ادراكي اثر و پس زدن محدوديتهاي ادراك ديداريِ صِرف بر كثرت دلالتهاي معنايي تصوير ميافزايند. البته در مواردي نيز كاركرد بياني نوشتار به نفع كاركرد بصري كنار ميرود و نشانههاي كلامي به نشانههاي ديداريِ هويتمآبانه بدل ميشوند.
عنوان نشريه
كيمياي هنر
عنوان نشريه
كيمياي هنر
لينک به اين مدرک