• شماره ركورد
    1365677
  • عنوان مقاله

    تبيين نقش تنظيم‌گرايانۀ علوم‌انساني در مقابل توسعه‌گراييِ علوم‌طبيعي (با بازنگري آراء هاينريش ريكرت)

  • پديد آورندگان

    الستي ، كيوان مركز تحقيقات سياست علمي كشور

  • از صفحه
    1
  • تا صفحه
    16
  • كليدواژه
    علوم‎طبيعي , علوم‎انساني , ارزش‎هاي فرهنگي , تفكر نوكانتي , هاينريش ريكرت , ويلهلم ويندلباند , توسعه پايدار
  • چكيده فارسي
    در سال‎هاي گذشته، بسياري بر نقشِ مؤثري اشاره كرده‌اند كه علوم‎انساني مي‎تواند در امر كنترل و تنظيم براي حفظِ محيط‎زيست و فرهنگ (نه در توسعۀ فناورانه) ايفا كند؛ با اين حال درباره اينكه چه خصلتِ مشخصي در علوم‎انساني سبب‎شده كه چنين كاركردي به آن نسبت داده شود، توضيحي ارائه نشده است. پذيرشِ اين كاركرد مستلزم پذيرش ماهيتِ متفاوت علوم‎انساني از علوم‎طبيعي مي‌باشد. يك ملاك براي اين تمايز از سوي فلاسفۀ نوكانتي ساوت‎وست ارائه شده كه ميان علوم‎طبيعي و علوم‎فرهنگي مبتني بر روش (نه موضوع) و نيز الزامات شناختي تمايز شده كه جهان از راه آن تجربه مي‎شوند. در مقاله حاضر با بازخواني و تأمل در اين ملاك، تمايز و به هدف يافتن خصلتي در علوم‎انساني استدلال مي‌شود كه به امر تنظيم ياري مي‎رساند و در فرايندهاي توسعه، علوم‎سخت و كاربردي (يعني علوم‎طبيعي و مهندسي)، برخلاف علوم‎انساني به دريافتِ بخشي از واقعيتِ تجربي قادر نيستند كه به ادراك و حساسيت ما در پايداريِ توسعۀ ياري مي‎رساند. براي پيش بردن اين استدلال با مقايسه و تطبيق انديشه‎هاي قرن نوزدهميِ ريكرت با برخي از رويكردهاي معناشناختي فلاسفه در دوران معاصر، تبيين خواهد شد كه چگونه نوع نگرش و روش در علوم‎انساني (چگونگي دريافت و ارجاع به نمونه‎هاي انواع‎طبيعي) دريافت كامل و متوازن جهان تجربه را به همراه خواهد داشت.
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني