شماره ركورد
1367821
عنوان مقاله
نقش ميانجي گري ناگويي هيجاني مادر در رابطه بين سبكهاي فرزند پروري ادراكشده و دلبستگي مادر-جنين در مادران باردار
پديد آورندگان
طاولي ، آزاده دانشگاه الزهرا - دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي - گروه روانشناسي , دوست محمدي ، فاطمه دانشگاه الزهرا - دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي - گروه روانشناسي , كرمي ، زهرا دانشگاه الزهرا - دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي - گروه روانشناسي
از صفحه
137
تا صفحه
160
كليدواژه
دلبستگي مادر به جنين- مادران باردار , سبك فرزند پروري ادراكشده , ناگويي هيجاني
چكيده فارسي
هدف از پژوهش حاضر بررسي رابطه بين سبكهاي فرزند پروري ادراكشده و دلبستگي مادر-جنين در مادران باردار بود و نقش واسطهاي ناگويي هيجاني در رابطه بين اين دو متغير مورد بررسي قرار گرفت. روش اين پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بود و 114 نفر از زنان باردار مراجعهكننده به بيمارستان ضيائيان شهر تهران بهطور در دسترس مورد پژوهش قرار گرفتند و به پرسشنامههاي دلبستگي مادر-جنين (MFAS) از كرانلي (1981)، مقياس ادراك از سبك فرزند پروري والدين (POPS) گرولينك و همكاران (1997) و مقياس ناگويي هيجاني تورنتو (TAS-20) از باگبي و همكاران (1994) پاسخ دادند. در پژوهش حاضر از مدلسازي معادلات ساختاري با رويكرد حداقل مربعات جزئي (PLS-SEM) استفاده شد. نتايج نشان داد كه سبك فرزند پروري ادراكشده بر دلبستگي مادر-جنين اثر مثبت و معنادار، سبك فرزند پروري ادراكشده بر ناگويي هيجاني و ناگويي هيجاني بر دلبستگي مادر-جنين اثر منفي و معناداري دارد. در نهايت اثر غيرمستقيم ناگويي هيجاني در رابطه سبك فرزند پروري ادراكشده بر دلبستگي مادر-جنين در سطح 0.01 مثبت و معنادار است (0.004=P، 0.059=β). بر اساس يافتههاي پژوهش، احتمالاً زنان بارداري كه در دوران كودكي سبكهاي فرزند پروري مطلوبي را با والدين خود داشتهاند و دچار ناگويي هيجاني نيستند، پيوند مناسبي را در دوران بارداري با جنين خود خواهند داشت. لذا پيشنهاد ميشود در كار با زنان باردار، تجارب دوران كودكي مادران و همچنين نحوه ابراز و بيان هيجانات آنها نيز مورد توجه قرار گيرند.
عنوان نشريه
فرهنگي تربيتي زنان و خانواده
عنوان نشريه
فرهنگي تربيتي زنان و خانواده
لينک به اين مدرک