شماره ركورد
1369319
عنوان مقاله
بررسي انديشه زمان بر اساس آراء ژيل دلوز در سينماي دهه ۹۰ ايران (با تحليل موردي فيلم هاي: ماهي و گربه، اژدها وارد ميشود! و مسخره باز)
پديد آورندگان
سربخش ، رئوف دانشگاه تربيت مدرس , سربخش ، رضا دانشگاه صدا و سيما
از صفحه
119
تا صفحه
145
كليدواژه
دلوز , برگسون , فلسفه , ديرند , سينماي ايران , كريستال زمان , ماني حقيقي , شهرام مكري , همايون غني زاده
چكيده فارسي
ژيل دلوز را بدون شك ميتوان يكي از مهمترين فيلسوفان و نظريه پردازان سينما دانست. دلوز در دهه هشتاد ميلادي دو جلد كتاب سينمايي نگاشت كه مسيرهاي اصلي فلسفه سينما را به عنوان رشتهاي مجزا در دانشگاه پايهگذاري كرد. در بين فيلسوفان مختلف، برگسون بيشترين تأثير را بر نظريات دلوز دارد. هر دو در خصوص زمان اعتقاد دارند كه زمان امري خطي و كمي نيست و كيفي و غيرمكان مند ميباشد. امتداد اين فلسفه باعث شكلگيري ديرند زماني بهعنوان پايه اصلي زمان و سينما در آثار دلوز شد. دلوز در جلد اول كتاب خود به سينماي كلاسيك حركت- محور و در جلد دوم به آثار مدرن زمان محور ميپردازد. زمان، عنصر اصلي روايتهاي مدرن دلوز است و تصاوير را به آينهها و كريستالهاي زماني تقسيم ميكند. دلوز اعتقاد زيادي به همزماني زمانها و رويدادهاي غيرخطي در آثار مدرن داشت. سينماي مدرن ايران نيز در سالهاي اخير بيشازپيش به فلسفه دلوز روي آورده و عناصر زماني زيادي در آثار مختلف قابلرؤيت است. اين پژوهش با نظريات سينماي مدرن دلوز با بررسي فيلمهاي ماهي و گربه ساخته شهرام مكري، اژدها وارد ميشود! اثر ماني حقيقي و مسخرهباز همايون غنيزاده، به اين نتيجه ميرسد كه فيلمسازان نسل جوان ايران به رويدادهاي غيرخطي با ابزارهايي مثل گذشتهنما و آيندهنما و همچنين تداعي زمانهاي گذشته و حال و آينده در يك صحنه علاقه بيشتري پيدا كردند. دراينبين، مكري بهشدت تحتتأثير روند زماني دوراني است و ماني حقيقي بهعنوان تحصيلكرده فلسفه، عناصر زيادي را از دلوز در آثارش وام ميگيرد.
عنوان نشريه
حكمت و فلسفه
عنوان نشريه
حكمت و فلسفه
لينک به اين مدرک