• شماره ركورد
    1369328
  • عنوان مقاله

    انسان‌شناسي استعلايي كانت

  • پديد آورندگان

    رفيقي ، سميه دانشگاه تبريز , همتي ، ذوالفقار دانشگاه تبريز

  • از صفحه
    119
  • تا صفحه
    142
  • كليدواژه
    انسان , استعلايي , شناخت , اراده , احساس
  • چكيده فارسي
    بي ترديد مسئله انسان و شناخت ماهيت او از دغدغه هاي اصلي كانت محسوب مي شود. اين دغدغه، پيش از آن كه كانت نگارش فلسفه انتقادي خود را شروع كند، او را به تحقيق در موضوعات مرتبط با ماهيت انسان سوق داد و سرانجام باعث شد تا او انسان شناسي را پاسخ گوي سؤالات اصلي فلسفه در نظر بگيرد. كانت ميان دو نوع پژوهش در باب ماهيت انسان تمايز قائل مي شود: پژوهش پراگماتيكي كه در «انسان شناسي از منظر پراگماتيكي» خود درباره آن صحبت مي كند و پژوهش استعلايي كه با عنوان «انسان شناسي استعلايي» از آن ياد مي كند؛ اصطلاحي كه آن را در هيچ‌كدام از آثار خود توضيح نداده است، اما منظور كانت از اين اصطلاح چيست و ذيل اين مفهوم درباره انسان چه مي گويد؟ در اين مقاله درصدد هستيم تا با بررسي دو وجه اين اصطلاح، يعني انسان شناسي و استعلايي، نه‌تنها منظور كانت از اين اصطلاح را تبيين كنيم، بلكه تعريفي كه از اين طريق، از انسان به دست مي آيد، روشن نماييم. اين مطالعه نشان مي دهد كه كانت در ذيل انسان شناسي استعلايي با استفاده از پژوهش استعلايي، قواي ذهني انسان را به نحو پيشيني بررسي كرده و مي كوشد تا او را از درون بشناسد. بر اين اساس، از منظر او اولاً، انسان چيزي جز مبدأ قوانين طبيعت نيست و آنچه مي تواند بشناسد، قوانين بنيادين طبيعت است. ثانياً، آنچه بايد انجام دهد، تبعيت از قانون اخلاق است كه توسط عقل خودش بر او تحميل مي شود و درنهايت آنچه مي تواند بدان اميد داشته باشد جز اين نيست كه مي تواند از طريق قانون اخلاقي اهداف خود را در جهان طبيعي تحقق بخشد و آن را به جهان اخلاقي تبديل كند.
  • عنوان نشريه
    حكمت و فلسفه
  • عنوان نشريه
    حكمت و فلسفه