شماره ركورد
1370010
عنوان مقاله
تعيين رويشگاه بالقوه گونه زنبق گلچمني Schrenk Iris songarica در شهرستان تربتحيدريه با استفاده از مدل تحليل عاملي آشيان بومشناختي
پديد آورندگان
عباسي ، زهرا دانشگاه تربتحيدريه - دانشكده كشاورزي - گروه مهندسي طبيعت و گياهان دارويي , فرزادمهر ، جليل دانشگاه تربتحيدريه - دانشكده كشاورزي - گروه مهندسي طبيعت و گياهان دارويي , سنگوني ، حامد اداره منابع طبيعي و آبخيزداري شهرستان فيروزه
از صفحه
570
تا صفحه
586
كليدواژه
تحليل عاملي آشيان بومشناختي , تخصصگرايي , حاشيهگرايي , شاخص بويس
چكيده فارسي
سابقه و هدف: يكي از مهمترين شروط براي موفقيت يك طرح اصلاح مرتع از طريق كاشت گياهان، انتخاب مكان درست براي كشت هر گياه خاص است. شناسايي دقيق رويشگاه بالقوه گونه و كاشت آن در مناطق مشابه، ميتواند تا حدود زيادي موفقيت طرح را تضمين و به اين ترتيب شرايط محيط را به شرايط قبل از تخريب نزديك نمايد. هدف از اين پژوهش مدلسازي رويشگاه گونه زنبق بياباني با نام علمي Iris songarica Schrenk به عنوان يك گونه زينتـي و دارويي در شهرستان تربتحيدريه با استفاده از مدل تحليل عاملي آشيان بومشناختي است.مواد و روشها: از طريق پيمايش ميداني 34 نقطه حضور زنبق وحشي با استفاده از سيستم موقعيتياب جهاني ثبت گرديد. از دادههاي مكاني حضور اين گونه بهعنوان مكانهاي مناسب بالفعل براي رويش آن در نظر گرفته شد. متغيرهاي محيطي مورد استفاده در اين پژوهش شامل دادههاي فيزيوگرافي (سه متغير)، دادههاي خاكشناسي (هفت متغير) و دادههاي اقليمي (نوزده متغير) است. در ابتدا نقشه تمام متغيرها در نرمافزار Arc GIS تهيه شد. سپس لايههاي اطلاعاتي در مدل ENFA وارد و با اعمال آناليزهاي آماري نرمالسازي و همبستگي در نرمافزارBiomapper ، نقشه رويشگاه بالقوه گونهIris songarica با استفاده از روش ميانگين هندسي تهيه شد. ارزيابي نقشه رويشگاه با استفاده از آزمون Cross - validation و شاخص Boyce انجام گرفت.نتايج: نمايههاي حاشيهگرايي، تخصصگرايي و تحملپذيري بهترتيب معادل با 0.536، 10.015 و 0.1 محاسبه گرديد. اين مقادير بيانگر اين است كه اين گونه تمايل به رويش در مركز متغيرهاي زيستگاهي دارد و يك گونه تخصصي است كه دامنه خاصي از متغيرهاي محيطي را در محدوده منطقه مورد مطالعه تحمل ميكند. در اين پژوهش متغيرهاي جهت، هدايت الكتريكي، دامنه سالانه دما، همساني دما، درصد سيلت، ميزان كربن، ميانگين دامنه دماي روزانه و مجموع بارندگي سردترين سهماهه متوالي مهمترين عوامل در انتخاب زيستگاه گونه زنبق گلچمني ميباشند. همچنين در منطقه مورد مطالعه متغيرهاي اقليمي مربوط به دما در پراكنش اين گونه مؤثرتر از متغيرهاي اقليمي مربوط به بارندگي هستند. چنانكه در نتايج مدل ديده ميشود، از بين چهار متغير اقليمي مهم موثر بر پراكنش گونه زنبق گلچمني در منطقه مورد مطالعه سه متغير مربوط به دما و تنها يك متغير مربوط به بارندگي است. از كل مساحت منطقه مورد مطالعه كه 367200 هكتار است، 242 هزار و 975 هكتار معادل 66.16 درصد از مساحت كل منطقه در كلاس رويشگاهي نامناسب، 73 هزار و 825 هكتار معادل 20.1 درصد از منطقه در كلاس رويشگاهي تناسب كم، 24 هزار و 200 هكتار معادل 6.6 درصد از كل منطقه در كلاس رويشگاهي تناسب متوسط و 26 هزار و 200 هكتار معادل 7.14 درصد از منطقه بهعنوان رويشگاه بالقوه گونه زنبق گلچمني كاملاً مناسب است. براي ارزيابي صحت مدل از شاخص بويس استفاده شد كه ميزان صحت مدل 94 درصد تعيين شد كه قابل قبول است. نتيجهگيري: درنهايت ميتوان بيان نمود كه مدل تحليل عاملي آشيان بومشناختي با دقت خوبي ميتواند در پيشبيني پراكنش گونه زنبق گلچمني در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گرفته و نتايج حاصله ميتواند در مطالعات مختلف مديريت مراتع مورد استفاده قرار گيرد. نتايج اين مطالعه ميتواند در برنامهريزيهاي مديريتي براي حفاظت، بهرهبرداري و احياء گونه زنبق گلچمني مورد استفاده قرار گيرد.
عنوان نشريه
مرتع
عنوان نشريه
مرتع
لينک به اين مدرک