شماره ركورد
1370537
عنوان مقاله
قهرمان و ضدقهرمان؛ شخصيت پردازي ابليس در تذكره الاولياء عطار نيشابوري
پديد آورندگان
علوي ، جعفر دانشگاه مازندران - گروه زبان و ادبيات فارسي , رضوانيان ، قدسيه دانشگاه مازندران - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
117
تا صفحه
142
كليدواژه
ابليس , پيرنگ , شخصيتپردازي , روايت پردازي , تذكره الاولياء
چكيده فارسي
آرتور جعفري واژه ابليس را محرف (ِDiabolos) يوناني مي داند كه مسيحيان آرامي يا عربي زبان، آن را وارد زبان عربي كرده اند.تلقي عرفاي سكري از مفهوم ابليس با طرح واره هاي ذهني فقها و به تبع آن توده مردم سازگار نيست. ابليس از زمان لاهوتي جدا شده و در زمان ناسوتي (جهان مادي) سير مي كند و زمان ازلي را با زمان مادي پيوند مي دهد و حكايت دچار زمان پريشي مي شود. اين حكايت ها به تدريج از پوسته روايت تاريخي خارج شده و به روايت داستاني نزديك مي شوند. شخصيت ابليس در حكايت هاي تذكره الاولياء، همچون رويدادهاي مخل، حكايت را از حالت تعادل خارج كرده و به نوعي بي تعادلي سوق مي دهد. عطار، نگاه عرفاني و فقهي را كه داراي دو صدا و دو معناي مختلف است براي بيان يك شخصيت واحد (ابليس) به كار مي برد كه اين دو صدا داراي ارتباط مكالمه اي هستند. اين دو صدا در بيشتر حكايت هاي تذكره الاولياء مشهود است. روايت پردازي در حكايت هاي اين اثر، جداي از اين كه وجه هنري به كلام عادي مي دهد، شيوه اي براي اقناع مخاطب است. در اين روايت هاي داستاني، شخص در عمل روايت، به شخصيت تبديل مي شود. اين پژوهش بر آن است تا پردازش شخصيت ابليس را (در حكايت هاي تذكره الاولياء) در دو وجه متضاد قهرمان و ضد قهرمان در عمل داستاني تبيين كند.
عنوان نشريه
ادبيات عرفاني
عنوان نشريه
ادبيات عرفاني
لينک به اين مدرک