شماره ركورد
1371383
عنوان مقاله
سنت جاهلي يا سنت الهي؟
پديد آورندگان
جوادي ، شهره دانشگاه تهران - گروه مطالعات عالي هنر
از صفحه
5
تا صفحه
5
كليدواژه
سنت , سنتگرايان , هنر مقدس , سنت اسلامي
چكيده فارسي
در طول 45 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بهدنبال مطالبات هويتمدار از سوي جامعه، جرياني كه ريشۀ آن در غرب معاصر كاشته شده بود، به يكي از صحنهگردانهاي اصلي سياستگذاري رسمي هنر عليالخصوص در مراكز دانشگاهي تبديل شده است. اين جريان كه در ايران توسط سيدحسين نصر نمايندگي ميشد، از پيش از انقلاب با مديريت دفتر فرح پهلوي اقدام به جريانسازيهاي هنري كرده بود و پس از پيروزي انقلاب شاگردان و وابستگان اين تفكر با بهرهگيري از زبان ديني و عرفاني سنتگرايان، خود را نمايندۀ مطالبات جامعۀ ديني ايران معرفي كردند و در خلاء ارزيابي دقيق و كم بها دادن به هنر از سوي مديريت كشور توانستند تأثيراتي بزرگتر از اندازۀ علمي و جمعيتي خود بر سياستگذاري هنر كشور برجاي گذارند. حضور تعيينكنندۀ وابستگان اين تفكر كه اغلب بهعنوان صاحبنظر و نه هنرمند شناخته ميشوند، در دستگاههاي سياستگذاري و آموزشي كشور، مؤيد اين نظر است.به ادعاي سنتگرايان، اساس انديشه آنان، مجموعه حقايقي است كه شمول تاريخي و جغرافيايي همهگير دارد. حدود يك قرن پيش رنهگنون فيلسوف فرانسوي اين مسلك را ايجاد كرد و سپس توسط كوماراسوامي هنرشناس و حكيم سريلانكايي و شوان، لينگز، نصر، پاليس و... تبديل به مكتبي در نظريهپردازي و فلسفۀ هنر شد. مكتب سنتگرايي از دانش مقدس و سنتهاي معتبر ازلي سخن ميگويد و به حقيقتي فراطبيعي، مشترك و جهاني در بطن اديان اشاره كرده و آن را حكمت خالده يا «جاويدان خرد» ناميده است. روش اين مكتب دينشناسي تطبيقي دوران معاصر است و در جهان اسلام با تصوف و عرفانهاي محلي پيوند برقرار كرده و از سوي ديگر با عرفان شرق دور كه متفاوت از اديان ابراهيمي است، گره خورده است. سنتگرايان در ايران ذيل مباحث هنر و معماري اسلامي به نظريهپردازي پرداخته و با ابداع اصطلاحات حكمت هنر اسلامي، هنر ديني، هنر قدسي و هنر مقدس مطالبي شاعرانه، احساسي و به دور از منطق و استدلال خلق كرده و در امور مسلم اعتقادي و تاريخي، تفسير خود از هنر و معماري اسلامي را سراسر با رمز و رازهاي عجيب و غريب خودبنياد درآميختهاند. برخي از سنتگرايان ضمن آشنايي با صورت هنر و معماري اسلامي در سفر به مغرب عربي، مصر، چين و هند به اتكاي زمينههايي كه از مسيحيت و يهوديت داشتهاند، اسلام را از طريق فرقههاي صوفيانه پذيرفتند. چنانكه شوان در الجزاير به طريقت شاذليه پيوست. بوركهارت در مراكش به اسلام ايمان آورد و به طريقت شاذليۀ درقاويه سرسپرد و پس از آشنايي با شوان به سنتگرايان پيوست. گنون پس از آشنايي با آموزههاي شرقي با تمركز بر شرق به سنت، كليت و نگاه عام در اديان هندو، مسيحيت، اسلام و بوديسم ميپردازد. درواقع اين طيف از انديشمندان با تكيهبر فلسفه و عرفان اديان بزرگ جهان مانند مسيحيت، اسلام و يهود، آئينهاي بودا، جين، تائو و شينتو آنها را داراي حقيقت مشترك دانسته و به امر باطنيِ مشترك بين اديان و آئينها معتقدند. بديهي است كه سنتهاي موجود در هر يك از اين اديان و باورها تغيير و تحولاتي داشته و عليرغم نكات مشترك يا جوهر مشترك بهزعم سنتگرايان (حكمت خالده) تدريجاً تفاوتهايي شگرف پيدا كردهاند. سنت اسلامي طبق نص قرآن كريم و روايات معتبر و متفاوت از ديگر سنتهاست. چنانچه با ديد مثبت به فعاليت سنتگرايان غربي نگريسته شود خطاي عمدي چنداني متوجه آنان نيست چرا كه با طريقتهاي صوفيانه و فرقههاي مختلف در ممالك ديگر آشنا شده و عرفان شرق دور و هندويي را نيز تجربه كردند و به نوعي به وحدت شكلي اديان رسيدند و از زاويه هنر و معماري و تقدسگرايي به استناد ظاهر هنرها داستانسرايي كردهاند. اما چگونه ميتوان پذيرفت كه دكتر سيدحسين نصر، مسلمان ايراني و فيلسوف و عارف به اين ادعاهاي سراپا عجيب وغريب و گنگ و نامفهوم صحه بگذارد و مُريد شوانِ فرقهگرا و مبدع طريقت مريميه باشد؟ ادامۀ روند افكار و آراء سنتگرايان دامنگير محافل هنري و دانشگاههاي هنر و معماري ايران شد و تاكنون درگير اين معضل هستيم. نقد آراء ايشان دريچهاي بر شناخت حقيقت هنر و معماري دوران اسلامي ايران و جهان ميگشايد و زمينۀ برتري منطق و استدلال بر احساسات كور خواهد شد.
عنوان نشريه
هنر و تمدن شرق
عنوان نشريه
هنر و تمدن شرق
لينک به اين مدرک