شماره ركورد
1371425
عنوان مقاله
ژست و صيرورت سوژه در غزلي از مولوي
پديد آورندگان
صفي خاني ، اكرم دانشگاه كوثر بجنورد - دانشكدۀ علوم انساني , كنعاني ، ابراهيم دانشگاه كوثر بجنورد - دانشكدۀ علوم انساني , وحداني فر ، اميد دانشگاه بجنورد - دانشكدۀ علوم انساني
از صفحه
77
تا صفحه
100
كليدواژه
ژست شناسي , پديدارشناسي , صيرورت سوژه , رخداد , آگاهي و خودآگاهي , غزل مولوي
چكيده فارسي
جستار حاضر به مفهوم ژست و صيرورت سوژه در غزلي از مولوي با رويكردي پديداري و ژستيك ميپردازد. براي تبيين چگونگي عملكرد ژست به عنوان پديدار، ابتدا تعريف و كاركرد آن در جهان هستي سوژه مورد بررسي قرار گرفته است؛ سپس ژست در جهان دروني سوژه، به مثابه پديدار در جهان بيروني نشان داده شده و براي اين مهم از پديدارشناسي هگل بهره گرفته شده است. مسئله و هدف اين است كه چگونه سوژه در فرايند صيرورتي، ساحتهاي مختلف را طي ميكند و در اين مسير چه عاملي سبب ميشود او ژستهاي خود را شناسايي كند و سپس آنها را بزُدايد. فرض اصلي پژوهش اين است كه سوژه به ميانجي و معيت سوژۀ ژستيك (ديگريِ خود) كه عامل اصليِ حركت سوژه است، ساحتهاي حضور را طي ميكند. بدينسياق، از وضعيت ناآگاهي عبور ميكند و در مسير استعلا قرار ميگيرد. در اين مسير سوژه با صيرورت و رخدادهاي پيدرپي به آگاهي و سپس به خودآگاهي ميرسد. نتيجۀ پژوهش نشان ميدهد هستي شناسي و استعلا يافتن به نقطهاي ساكن منتهي نميشود، بلكه استعلا و شناختِ هستي منوط به صيرورت استعلايي سوژۀ هست مند ميباشد؛ سوژهاي كه در اين فرايند، سه ساحت حضوري، پيشا رخداد، رخداد و پسا رخداد را رقم ميزند. اين سه ساحت حضوري، معادل ساحت هاي پديدارشناسي است كه مسير نويني در موقعيت هستيشناختي سوژه مي گشايد.
عنوان نشريه
نقد و نظريه ادبي
عنوان نشريه
نقد و نظريه ادبي
لينک به اين مدرک