• شماره ركورد
    1371751
  • عنوان مقاله

    پاگشايي مواجهه با مرگ در داستان «فال خون» داوود غفارزادگان

  • پديد آورندگان

    دهقاني يزدلي ، هادي دانشگاه فرهنگيان - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    43
  • تا صفحه
    87
  • كليدواژه
    مرگ‌آگاهي , پاگشايي , فال خون , اسطوره , آيين
  • چكيده فارسي
    اسطوره‏ها و آيين‏ها از عناصر بنيادين زيست و فرهنگ بشري‏اند كه آرزوها و هراس‏هاي آدمي را بازتاب مي‏دهند. مواجهه با مرگ و مرگ‏آگاهي يكي از بنيادي‏ترين درون‏مايه‏هاي اسطوره‏اي و آيين‏هاي آن است. از برجسته‏ترين قالب‏هايي كه مي‏تواند محملي براي درون‏مايه‏هاي اسطوره‏‏اي و آييني ازجمله مرگ‏آگاهي قرار گيرد، روايت‏هاي داستاني معاصر است. نوشتار حاضر براساس رويكرد اسطوره‏شناسي، با روشي توصيفي ـ ‏تفسيري و با هدف آشكارگي تأثير درون‏مايۀ مواجهه با مرگ و رسيدن به مرگ‏آگاهي، كه از خلال آيين پاگشايي شكل مي‏گيرد، به بررسي ساختار و ژرف‏ساخت داستان «فال خون» نوشتۀ داوود غفارزادگان مي‏پردازد. داستان «فال خون»، براي برجسته ‏كردن درون‏مايۀ مرگ‏آگاهي، آشكارا براساس ساختار پاگشايي: جدايي، رازآموزي و رازآموختگي شكل مي‏گيرد. شخصيت اصلي داستان كه سربازي نوآموز است، در مأموريت خود با پديدار و روي‏دادهاي گوناگوني در رسيدن به مقصد خويش روبه‏رو مي‏شود. اين رخ‏دادها زمينه‏اي را فراهم مي‏كنند تا سرباز نوآموز دشوارترين و نهايي‏ترين آزمون‏ خويش را پشت سر بگذارد. دشوارترين آزمون شخصيت اصلي داستان «فال خون»، رسيدن به مرگ‏آگاهي و پذيرفتن مرگ به‌سان جزئي از هستي خويش است. اين درون‏مايه كه از دغدغه‏هاي نخستين و هميشگي بشر بوده است، در داستان «فال خون» در كنار عناصر اسطوره‏اي همچون كوه، درخت، عدد، گاو، نام و كلبه مي‏نشيند تا به روايت داستاني مدرن، رنگ اسطوره‏اي و آييني كهن ببخشد. بدين‏ترتيب، هنر، ادبيات و انديشه‏هاي مدرن امروزي نه‏تنها از سويه‏هاي اسطوره‏اي و آييني كهن نمي‏توانند جدا شوند، بلكه اين سويه‏ها با درآميختن با تأملات هميشگي آدمي، ازجمله مرگ‏آگاهي، زمينۀ غنا و پرتوشگي روايت‏هاي داستاني امروزين را مهيا مي‌سازند.
  • عنوان نشريه
    نقد ادبي‌
  • عنوان نشريه
    نقد ادبي‌