شماره ركورد
1371827
عنوان مقاله
ژيل دلوز و روايت رهايي سوژه بر اساسِ كتاب منطق احساس
پديد آورندگان
معظمي گودرزي ، داود دانشگاه علامه طباطبائي - گروه فلسفه هنر
از صفحه
363
تا صفحه
378
كليدواژه
دلوز , روايت , انزوا , رهايي , ورزشكارانگي در اتاقِ خواب
چكيده فارسي
ژيل دلوز در كتاب «منطق احساس» كه شرحي بر نقاشيهاي فرانسيس بيكن است به صراحت و مكرر از نقد روايت ميگويد؛ اما حقيقت اين است كه او نه روايت به طور كلي كه روايت فيگوراتيو و بازنمايانه را رد ميكند و از نحوه روايتي بديل در نقاشيهاي بيكن سخن ميگويد. موضوع اين مقاله آشكار كردن اين شيوه بديل روايت نه در كار بيكن كه در كار خود دلوز در اين كتاب است. به زعم نگارنده دلوز در «منطق احساس» شيوه روايت بسيار جالب توجهي دارد، او در اين كتاب يك كارگردان تئاتر است. او با زدودن همه عناصر روايت فيگوراتيو و بازنمايانه به دو عنصر ميرسد: صحنه و فيگور، صحنه خالي و فيگور منزوي و ميخكوب در صحنه. ما در كل روايتمان از «منطق احساس» تنها به اين دو عنصر پايبند ميمانيم و درصدد آشكار كردن نسبتهاي تغييريابنده ميان اين دو عنصريم كه همچون موتور محرك روايتمان عمل ميكند. اگر اين دو، عناصر اصلي اين روايت باشند موضوع روايت از اين قرار است: رهايي فيگور منجمد در صحنه؛ اما اين آزادي بيواسطه رخ نميدهد و شامل پنج مرحله يا پرده است: يك) انزوا و گيرافتادگي فيگور. دو) كژساني فيگور. سه) متلاشي شدن فيگور. چهار) ناپديد شدن فيگور. پنج) تولد فيگور رهايي يافته بهمنزله يك بندباز، به بيان ديگر ورزشكارانگي در اتاق خواب. اين پنج مرحله پنج پرده روايت اجراي تئاترياند كه در نهايتِ آن رهاييِ فيگورِ در بند محقق ميشود.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک