شماره ركورد
1371921
عنوان مقاله
تطور و تحول فرزندنامه در ادوار ادب فارسي (قرن چهارم تا دوران معاصر)
پديد آورندگان
ذبيح نيا عمران ، آسيه دانشگاه پيام نور مركز تهران - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
45
تا صفحه
61
كليدواژه
فرزندنامه , تنبه و عبرت , سبك ادبي , پندنامه , اخلاق
چكيده فارسي
در ادوار نظم و نثر فارسي، شاعران و نويسندگان، بخشي از كلام خود را به اندرز به فرزند اختصاص مي دادند كه اين امر دال بر اهميت و توجه به تعليمِ فرزند متون ادبي است. فرزندنامه ها، نامه هاي خصوصي در بطن متن آثار ادبي هستند كه در عين پيوستگي با متن، معناي مستقلي دارند. اين فرزندنامه ها جاي خاصي در متن ندارند، گاهي در بخش آغازين و گاهي در خِتام آمده اند. فرزندنامه ها بيشتر در منظومه هاي غنايي سبك عراقي مورد توجه قرار گرفته اند تا جايي كه نظامي گنجوي، در ليلي و مجنون در36 بيت، پسر خود محمد، اميرخسرو دهلوي، در دولراني و خضرخان در 224 بيت، پسرخود «مبارك»، در مجنون و ليلي در 157 بيت، پسرخود «خضر»، سلمان ساوجي، در فراق نامه، در 93 بيت، فرزندخوانده خود «سلطان اويس» و جامى در يوسف و زليخا ر 99 بيت، در ليلي و مجنون در 32 بيت و در سلامان و ابسال، فرزند خود ضياءالدين را در 11 بيت و خواجه مسعود قمي در منظومه يوسف و زليخا پسرخود غياث الدين محمد را در 143 بيت مورد خطاب قرار داده اند. شاعران و نويسندگان فرزندان خود را به فضايل اخلاقي تحريض و تشويق و از رذايل و منهيات نهي كرده اند، تنها اميرخسرو در منظومۀ غنايي هشت بهشت، دختر خود عفيفه را در 76 بيت نصيحت مي كند. مقالۀ حاضر، با روش توصيفي-تحليلي مي كوشد به اين سؤال پاسخ دهد كه بيشترين مضمون فرزندنامهسرايي در متون ادبي چيست؟ يافتههاي تحقيق نشان ميدهد كه مضامين همۀ فرزندنامهها توجه به اخلاق فردي است.
عنوان نشريه
ادب فارسي
عنوان نشريه
ادب فارسي
لينک به اين مدرک