• شماره ركورد
    1373129
  • عنوان مقاله

    سه خوانش از ايده‌ي «گلدونه»، در نمايشنامه «گلدونه خانوم» اسماعيل خلج

  • پديد آورندگان

    زارع ‌خليلي ، فتح‌ اله دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان - دانشكده معماري و شهرسازي , اميني ، رحمت دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد - دانشكده هنر، معماري و شهرسازي - گروه هنر , اميري ، سپيده دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان - دانشكده معماري و شهرسازي

  • از صفحه
    49
  • تا صفحه
    62
  • كليدواژه
    ادبيات‌نمايشي ايران , اسماعيل خلج , گلدونه‌خانوم , زبان , فضا , بدن
  • چكيده فارسي
    گلدونه/ گلدونه‌هاي ترسيم‌شده در نمايشنامه‌ي «گلدونه‌خانومِ» اسماعيل خلج (1324-حاضر) - كه از مطرح‌ترين آثار توليدشده در « كارگاه ‌نمايش» (1348-1358) است- ، واجد ظرفيت تفسيرپذيريِ چندگانه‌اند. چراكه، نه در قالب بدني واحد، بلكه به شيوه‌اي متكثر تجسد مي‌يابند. شيوه‌اي كه درنهايت به گستردگيِ معناييِ آن منتج مي‌شود. ازاين‌رو، اين اثر باب تفاسير و خوانش‌هاي متعدد را پيش رويِ مخاطب مي‌گشايد. گشايشي كه با نقطه‌ي‌ثقل قرار گرفتن گلدونه، انسجام خود را بازمي‌يابد. بدين‌معنا كه گلدونه هم باب را مي‌گشايد، و هم به‌نحوي از فراخي آن مي‌گريزد؛ چراكه نقطه مركزي و ارتباط‌دهنده اجزا، به‌شمار مي‌آيد.با اين تفاسير، در پژوهش حاضر سه خوانش از ايده‌ي و نه شخص گلدونه مدنظر خواهد بود؛ يكي برمبناي «زبان»، ديگري با مركزيت «فضا» و درنهايت با نگاهي به «بدن»‌منديِ گلدونه. انتخاب اين سه وجه به شيوه‌اي استقرايي اتفاق افتاده است. بدين‌معنا كه، از مواجهه با اثر و براساس استفاده شاخصي كه نويسنده از اين سه سطح به منصه‌ظهور گذاشته است گزينش حاصل‌ شده؛ و نه برمبناي فرض و چارچوبي ابتدايي. از امر خاص آغاز شده تا به الگويي كلي راه يافته است. بنابراين روش اصلي صورت‌بندي پژوهش، تحليل مضمون استقرايي بوده، به‌لحاظ پيشبرد تحليل‌ها نيز به شيوه توصيفي- تحليلي اتكا مي‌شود.نتايج حاصل، حاكي از آن است كه باوجود تكثر ظاهري، فصول مشتركي، گلدونه‌هاي ترسيم‌شده را به‌هم متصل كرده است. در زبانِ هريك به‌نحوي تأكيد بر روايات گذشته - گذشته‌اي است كه تصور وجود «اخلاقيات» را به اشخاص القا مي‌كند- رؤيت‌پذير است. در خوانش فضا، هر چهار تن نشاني از فضاي آرمانيِ پيشين كه حال به اضمحلال گرويده، بر خود حمل مي‌كنند. در تحليل بدن نيز گلدونه‌ها درنهايت، در قالب بدني مشترك- زري- تجسد مي‌پذيرند. حركات پاياني زري، خبرِ مضمحل شدن گلدونه‌اي فراتر از يك شخص را به رساييِ هرچه‌تمام‌تر نمايان مي‌كند. لحظه مرگ يك ايده‌ي جمعي، كه در قالب بدني زنانه بر صحنه ترسيم مي‌يابد.
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي