• شماره ركورد
    1374397
  • عنوان مقاله

    تأثير هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي و مؤلفه‌هاي آن بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار

  • پديد آورندگان

    اسماعيل حسن ، بتول دانشگاه اروميه - دانشكده اقتصاد و مديريت - گروه حسابداري , حيدري ، مهدي دانشگاه اروميه - دانشكده اقتصاد و مديريت - گروه حسابداري , ديدار ، حمزه دانشگاه اروميه - دانشكده اقتصاد و مديريت - گروه حسابداري

  • از صفحه
    659
  • تا صفحه
    683
  • كليدواژه
    كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار , عدم تقارن اطلاعاتي , هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي , مؤلفه‏ فرصت‌طلبانه , مؤلفه اطلاعاتي
  • چكيده فارسي
    هدف: نتايج پژوهش‌هاي اخير، اين ديدگاه را تأييد مي‌كنند كه شركت‌ها براي تأمين مالي پرداخت‌هاي نيروي كار خود، به سرمايه خارجي نياز دارند و اصطكاك‌هاي تأمين مالي، بر سرمايه‌گذاري نيروي كار اثرگذار است. هموارسازي سود، از طريق فعاليت‌هاي واقعي، مي‌تواند بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار، از طريق تأثير آن بر اصطكاك‌هاي بازار ناشي از عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و تأمين‌كنندگان منابع سرمايه خارجي، تأثير بگذارد. با توجه به اين مقدمه، هدف پژوهش حاضر، بررسي تأثير هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي و مؤلفه‌هاي آن بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار است. روش: از آنجا كه نتايج پژوهش مي‌تواند در فرايند تصميم‌گيري استفاده شود، مطالعه حاضر از شاخه پژوهش‌هاي كاربردي محسوب مي‌شود و چون داده‌ها بر اساس اطلاعات واقعي گذشته جمع‌آوري شده‌اند، از نوع پس‌رويدادي است. همچنين اين پژوهش، از لحاظ ماهيت توصيفي ـ هم‌بستگي است. هدف اين گونه پژوهش‌ها، مطالعه و بررسي روابط بين متغيرهاي پژوهش است. براي اندازه‌گيري متغير كارايي سرمايه‌گذاري در نيروي كار، از رويكرد پينوك و ليليس (۲۰۰۷) استفاده شده است. متغير هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي و مؤلفه‌هاي آن، بر اساس مدل‌هاي پياده‌سازي شده در پژوهش تاكر و زاروين (۲۰۰۶) و روشي كه دوو، هوپ و توماس (۲۰۱۳) براي تفكيك مؤلفه‌هاي هموارسازي سود استفاده كرده‌اند، اندازه‌گيري شده است. بر اساس شرايط و محدوديت‌هاي اعمال شده، جامعه آماري غربال شده، متشكل از ۱۰۶ شركت پذيرفته شده در بورس تهران بود كه با استفاده از الگوهاي رگرسيوني چند متغيره آزمون شدند. يافته‌ها: نتايج نشان مي‌دهد كه با افزايش سطح هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي، كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار شركت‌ها نيز افزايش پيدا مي‌كند. اين نتيجه براي مؤلفه اطلاعاتي هموارسازي سود نيز صادق است و اثر مثبت و معناداري بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار دارد؛ اما تأثير مؤلفه گيج‌كننده بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار تأييد نشد. نتيجه‌گيري: نتايج به‌دست‌آمده بيان مي‌كند كه مديران از هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي، براي انتقال اطلاعات پنهاني استفاده مي‌كنند كه نشان‌دهنده چشم‌انداز آتي شركت است و با هموارسازي سود در طي سال‌هاي متوالي، چشم‌اندازي روشن و مثبت از آينده شركت را در اختيار سرمايه‌گذاران و اعتباردهندگان قرار مي‌دهند. در واقع مديران با استفاده از ابزار علامت‌دهي‌عدم تقارن اطلاعاتي را كاهش مي‌دهند و اين موضوع سبب مي‌شود كه براي سرمايه‌گذاري‌هاي خود روي نيروي كار، منابع مالي كافي در اختيار داشته باشند و تصميم‌هاي كارايي بگيرند. به‌طور كلي بر اساس ديدگاه علامت‌دهي اطلاعات خصوصي، مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي، اطلاعات خصوصي مديران را در رابطه با درآمدهاي آتي شركت منتقل مي‌كند. در نتيجه‌عدم تقارن اطلاعاتي بين شركت‌ها و تأمين‌كنندگان، سرمايه خارجي را كاهش مي‌دهد و از اين طريق موجب كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار خواهد شد. در خصوص مؤلفه فرصت‌طلبانه هموارسازي سود نيز با توجه به رد فرضيه تأثير آن بر كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار، مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه عوامل احتمالي مختلفي از جمله ناآگاهي يا گمراهي برخي از فعالان بازار، وجود رفتارهاي غيرمنطقي و اعتقاد به ثبات عملكردي و همچنين تأثير بيش از حد مؤلفه اطلاعاتي، مي‌تواند اين اثر را خنثي كرده باشد. در نهايت، علاوه بر برجسته كردن نقش مثبت هموارسازي سود از طريق فعاليت‌هاي واقعي در افزايش كارايي سرمايه‌گذاري نيروي كار، با توجه به اهميت اين موضوع و همچنين‌عدم تشخيص قصد مديريت از هموارسازي سود، اين پژوهش پيشنهاد مي‌كند كه مطالعات بيشتري در اين زمينه انجام پذيرد.
  • عنوان نشريه
    بررسيهاي حسابداري و حسابرسي
  • عنوان نشريه
    بررسيهاي حسابداري و حسابرسي