شماره ركورد
1374693
عنوان مقاله
تحليل رمان «جاي خالي سلوچ» از منظر وضعيت اعتماد اجتماعي
پديد آورندگان
پورعماد ، سارا دانشگاه تربيت مدرس , قبادي ، حسينعلي دانشگاه تربيت مدرس - گروه زبان و ادبيات فارسي , بزرگ بيگدلي ، سعيد دانشگاه تربيت مدرس - گروه زبان و ادبيات فارسي , دري ، نجمه دانشگاه تربيت مدرس - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
113
تا صفحه
144
كليدواژه
سرمايۀ اجتماعي , اعتماد اجتماعي , آنتوني گيدنز و جاي خالي سلوچ , محمود دولت آبادي
چكيده فارسي
ادبيات و اجتماع همواره رابطهاي دوسويه و تعاملي مستمر دارند. در بسياري از آفرينشهاي ادبي، به ويژه رمانها، بازتاب عناصر و مسائل اجتماعي، افزونتر از ساير آثار ادبي است. اعتماد، يكي از مهمترين مسائل اجتماعي و از شاخصههاي سرمايۀ اجتماعي است. با وجود اين همواره يكي از پايههاي لرزاني كه در آسيبهاي اجتماعي وجود دارد، مسئلۀ بياعتمادي است. اين پژوهش درصدد است بر پايۀ چهارچوب نظري گيدنز، يكي از مسئلههاي اجتماعي را در رمان «جاي خالي سلوچ» بكاود. روش اين پژوهش، توصيفي- تحليلي است كه با استقصاي در متن و استناد به آن تجزيه و تحليل صورت ميگيرد. اين مقاله به تشريح علل بروز بياعتمادي در اين رمان پرداخته و به اين پرسش پاسخ دادهايم كه بياعتمادي گستردهاي كه دولتآبادي روايت ميكند، ريشه در چه عواملي دارد. نتايج بيانگر آن است كه انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي و مصائبي كه براي روستاييان به دنبال داشت، تأثير فراواني در افزايش بياعتمادي مردم رنج كشيدۀ روستايي داشته است. از جمله عوامل كاهش اعتماد اجتماعي، شكست سياستهاي اقتصادي تابع اصلاحات ارضي و همزمان با آن، ناتواني نظام اجتماعي براي پاسخ به مشاركت مردم بوده است. از اساسيترين پيامدهاي اجراي اين طرح ميتوان به بيكاري، فقر و مهاجرت از روستاها اشاره كرد. در حقيقت دگرگوني پايههاي حيات اقتصادي، عملكرد ضعيف دولت و شرايط بد اقتصادي روستاييان، از دلايل اصلي از كار افتادن نبض اعتمادِ بازنمايي شده در اين رمان است. بيشترين بياعتمادي، مربوط به اعتماد نهادي و بينشخصي است كه بيانگر بياعتمادي روستاييان به حكومت و نمايندگان وقت آن است و نشان مي دهد كه سياستهاي حكومت پهلوي دوم در مسير گسترش انواع اعتمادها نبوده است.
عنوان نشريه
پژوهش زبان و ادبيات فارسي
عنوان نشريه
پژوهش زبان و ادبيات فارسي
لينک به اين مدرک