شماره ركورد
1374972
عنوان مقاله
مبادي مختلف شر از منظر افلاطون و افلاطونيان ميانه
پديد آورندگان
نيك زاد ، علي دانشگاه علامه طباطبايي , پورحسن ، قاسم دانشگاه علامه طباطبايي
از صفحه
371
تا صفحه
396
كليدواژه
افلاطون , شر , پلوتارخس , نومنيوس , دوي نامتعين , ضرورت , نفس شرير
چكيده فارسي
در افلاطون نظريۀ منسجمي دربارۀ مسالۀ شر وجود ندارد. با نگاه به آثار او ميتوان گزينههاي مختلفي را براي مبدئيت شرور در عالم پيشنهاد داد. اين مبادي عبارت هستند از: (1) صورت شر، (2) دوي نامتعين (Indefinite Dyad)، (3) ضرورت در تيمائوس، (4) نفس شرير در قوانين و (5) ماده. فيلسوفان افلاطوني، به خصوص افلاطونيان ميانه، دربارۀ اين مبادي بحث كردند و كوشيدند به تفسير منسجمي از نظريۀ افلاطون دربارۀ خاستگاه شر دست پيدا كنند. در مقالۀ حاضر، نخست مبادي احتمالي شر در آثار افلاطون را تحليل خواهيم كرد. منابع ما براي بررسي نظريۀ افلاطون دربارۀ خاستگاه شر عبارت هستند از محاورات افلاطون و آموزههاي نانوشتۀ او. استدلال ميشود كه صحت انتساب برخي از اين مبادي، مانند نفس شرير، به افلاطون مخدوش است. اما برخي مبادي ديگر، مانند صورت شر، در فلسفۀ افلاطون مطرح هستند. در ادامه، مباحث دو فيلسوف افلاطوني ميانه در قرن دوم ميلادي، يعني پلوتارخس و نومنيوس، دربارۀ اين مبادي ارائه خواهد شد. تلاش اين دو فيلسوف آن بود كه ميان مبادي مختلف شر در افلاطون پيوند برقرار كنند. پلوتارخس برخي از اين مبادي را معلول مبادي ديگر دانست، و نومنيوس به تمامي آنها وحدت بخشيد و به عنوان مبدئي واحد از آنها نام برد. كوششهاي اين فيلسوفان براي ارائۀ تفسيري يكپارچه از آراء افلاطون در نهايت منجر به پيدايش نظريات منسجمتر فيلسوفان نوافلاطوني دربارۀ مسالۀ شر شد. روش تحقيق در اين مقاله مطالعۀ كتابخانهاي مبتني بر تحليل متون افلاطون و افلاطونيان ميانه است.
عنوان نشريه
پژوهش هاي مابعدالطبيعي
عنوان نشريه
پژوهش هاي مابعدالطبيعي
لينک به اين مدرک