شماره ركورد
1375650
عنوان مقاله
گفتمان كاوي مولانا و شمس در بيان عاشقانه براساس نظريه هليدي
پديد آورندگان
جمالي ، فاطمه دانشگاه پيام نور مركز تهران , الوندپور ، گلاره دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي , محمدي بدر ، نرگس دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
69
تا صفحه
84
كليدواژه
تحليل گفتمان , عاشقانه , مولانا , شمس , هليدي
چكيده فارسي
در پژوهش حاضر، گفتمان عاشقانه اي از مولانا و شمس بر اساس دستور نقش گراي هليدي تحليل شده است. بررسي متن(گفتار و نوشتار) در تحليل گفتمان، در حدي فراتر از ساختارهاي صوري زبان صورت مي گيرد. در كلام و متون عاشقانه با توجه به بيان انتزاعي گوينده، تصاوير ذهني به گونه اي خاص رمزگذاري شده اند. هدف اصلي در اين پژوهش، پي بردن به چگونگي بازنمايي عواطف موجود در اين گفتمان عاشقانه، همچنين دستيابي به شباهت ها و تفاوت هاي احتمالي در بروز بيان احساسات دروني آن هاست. اين پژوهش به اين سؤال پاسخ مي دهد كه ويژگي هاي كلام عاشقانۀ مولانا و شمس چگونه براساس دستور نقش گراي هليدي مشخص مي شود. فرضيۀ تحقيق اين است كه دستور نقش گراي هليدي در تحليل گفتمان متون عاشقانه كارآمد است. بر همين اساس يك غزل از مولانا و بيان عاشقانه اي از شمس تبريزي به صورت موردي انتخاب شده است تا بتوانيم ابعاد گسترده تري از اين بحث را به دست آوريم. بافت متن به شيوۀ توصيفي- تحليلي؛ به كمك هر سه فرانقش انديشگاني ، بينافردي و متني مورد بررسي قرار گرفته است. يافته هاي پژوهش بيانگر آن است كه بسامد بالاي فرايند رفتاري در غزل مولانا، نشان دهندۀ تجربۀ ديداري او از معشوق و توجه خاص وي به توصيف حالات رفتاري معشوق است. بسامد بالاي فرايند وجودي در كلام شمس مفهوم وجود اين عشق را آشكار مي كند.
عنوان نشريه
زبان و ادب فارسي-دانشگاه تبريز
عنوان نشريه
زبان و ادب فارسي-دانشگاه تبريز
لينک به اين مدرک