• شماره ركورد
    1376240
  • عنوان مقاله

    تقابل به عنوان مولفۀ اساسي در دستور زبان ضرب‌المثل (با تأكيد بر ضرب‌‌المثل‌‌هاي فارسي و چيني)

  • پديد آورندگان

    رضايي ، احمد دانشگاه قم - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    21
  • تا صفحه
    43
  • كليدواژه
    تقابل , دستورِ زبان , مَثَلِ فارسي و چيني , زبان فارسي , زبان چيني
  • چكيده فارسي
    مَثَل از جمله اصطلاحاتي است كه محققان هم در تعريف و هم در تعيين مصاديق آن اختلاف نظر دارند تا بدان‌‌جا كه برخي معتقدند هيچ‌‌گاه نمي‌‌توان حدودي براي آن تعيين كرد؛ به دليل همين ابهامات، عده‌‌اي آن را با قلمروهاي ديگر از جمله كنايه و استعارۀ تمثيليه درآميخته‌‌اند. به‌‌نظرمي‌‌رسد پژوهش‌‌هاي اين حوزه كمتر به دنبال چارچوبي نظام‌‌مند و مستدل براي انواع مثل بوده‌‌اند. پژوهشگران حوزۀ زبان‌‌شناسي و ادبيات در قرن بيستم كوشيدند با توجه به مشابهت‌‌هاي انواع و آثار ادبي، تحليل ساختار آنها و تعريف انواع مختلف در قالب چند فرم بسيط، قواعد عام آنها را استخراج و با عنوان «دستور زبانِ» آن فرم ارائه كنند. يكي از اين فرم‌‌ها، مَثل است كه مي‌‌توان با تحليل ساختار و استخراج مؤلفه‌‌هاي آن، به قواعد عام اين‌‌گونه دست يافت و با دركنارهم نهادن آنها «دستور زبان ضرب‌‌المثل» را تدوين كرد. به ‌‌نظر مي‌‌رسد يكي از اين مؤلفه‌‌هاي اساسي كه به شكل‌‌هاي مختلف در انواع ضرب‌‌المثل ديده مي‌‌شود، «تقابل» است. در اين پژوهش ضمن دسته‌‌بندي و نقد تعاريف مَثَل، بررسي انواع تقابل در فلسفه و معناشناسي، حدود هزار مَثَل فارسي و چيني را با روش توصيفي-تحليلي، بر اساس گونه‌‌هاي تقابل، به‌‌عنوان عنصري اصلي در اين دستورِ زبان، طبقه‌‌بندي كرده‌‌ايم. حاصل پژوهش نشان مي-دهد كه در هر مَثَل با گونه‌‌اي تقابل سر وكار داريم، لكن فراواني تقابل‌‌ها متفاوت است؛ بدين صورت كه انواع تقابل ضمني و تقابل مكمل بيشترين فراواني را دارند و تقابل واژگاني در ردۀ بعدي قرار مي‌‌گيرد؛ هرچند مثل‌‌هايي داريم كه داراي چندين گونه تقابل هستند. همچنين در پژوهش حاضر نمونه‌‌اي از تقابل دو سويه يا مدرج ديده نشد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش‌هاي دستوري و بلاغي
  • عنوان نشريه
    پژوهش‌هاي دستوري و بلاغي