• شماره ركورد
    1376427
  • عنوان مقاله

    ارزيابي عمق آبشويي و روند تجزيه علف‌كش كلوپيراليد در خاك مزارع كلزا در اطراف خليج‌گرگان

  • پديد آورندگان

    نيك روش ، مهديه دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان - گروه علوم خاك , موحدي ناييني ، عليرضا دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان - گروه علوم خاك , عبداللهي ، كلثوم سازمان جهاد كشاورزي شهرستان بندرگز , كمكي ، چوقي بايرام دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان - گروه مديريت مناطق بياباني

  • از صفحه
    87
  • تا صفحه
    101
  • كليدواژه
    بندر گز , كروماتوگرافي مايع , نيمه‌عمر , مدل جوري
  • چكيده فارسي
    سابقه و هدف: آلودگي‌هاي زيست‌محيطي ناشي از كاربرد آفت‌كش‌ها يكي از مهم‌ترين عوامل تهديدكننده سلامت زيست‌بوم‌ها و بشر هستند، از اين‌رو، بررسي سرنوشت علف‌كش‌هاي مصرف شده در خاك براي به حداقل رساندن تحرك آنها در خاك و كنترل آلودگي آب‌هاي زيرزميني ضروري مي‌باشد.از علف‌كش كلوپيراليد در محصولات كشاورزي منطقه خليج گرگان به‌صورت گسترده استفاده مي‌شود و در ارتباط با سرنوشت اين علف‌كش در خاك، مطالعه اندكي در كشور انجام شده است. به‌دليل نگراني از خطر آبشويي زياد اين علف‌كش در خاك و نفوذ به آب‌هاي زيرزميني، اين مطالعه با هدف ارزيابي ميزان عمق آبشويي و نيمه‌عمر علف‌كش كلوپيراليد در خاك و حضور آن در آب‌هاي زيرزميني منطقه در شرايط مزرعه‌اي انجام شد.مواد و روش‎ها: اين مطالعه در بخشي از مزارع شهرستان بندرگز انجام شد. به‌ اين‌منظور دو مزرعه كلزا واقع در غرب و شرق منطقه مورد بررسي، در نظر گرفته شد. پس از مصرف اين علف‌كش در اواخر آذر1400 در زمان‌هاي 1، 14، 28، 56، 86 و 116 روز بعد از سمپاشي، از اعماق 17-0، 34-17، 51-34 و 67-51 سانتي‌متر با سه تكرار در هر مزرعه نمونه‌برداري گرديد. همچنين، براي بررسي وضعيت آلودگي آب چاههاي منطقه، از 4 حلقه چاه در پنج دوره نمونه‌برداري شد. براي استخراج باقيمانده كلوپيراليد از خاك و آب از روش كروماتوگرافي مايع با كارايي بالا در فاز معكوس كه مجهز به آشكارساز UV-Vis بود، استفاده شد.يافته‏ ها: مدل سينتيكي مرتبه اول تغييرات غلظت علف‌كش كلوپيراليد را با زمان به خوبي پيش‌بيني كرد. 56 روز بعد از سمپاشي، مقدار نفوذ عمقي اين علف‌كش در خاك هر دو مزرعه، حداكثر تا عمق 34 سانتي‌متري بود. نتايج نشان داد كه خاك زيرسطحي بخش شرقي (لوم‌شني) نسبت به بخش غربي (لوم)، درشت بافت‌تر بود. مقادير ثابت سرعت تجزيه (k) در مزرعه غربي در بخش سطحي و زيرسطحي، به‌ترتيب 0.06 و 0.04 و در مزرعه شرقي در بخش سطحي و زيرسطحي بترتيب 0.05 و 0.03 بود. نيمه‌عمر كلوپيراليد (DT50) در مزرعه غربي در بخش سطحي و زير‌سطحي، به‌ترتيب 12 و 18 روز و در مزرعه شرقي در بخش سطحي و زير‌سطحي به‌ترتيب 13 و 26 روز به دست آمد. مقدار شاخص GUS نيز در هر دو مزرعه بزرگ‌تر از 2.8 بدست آمد كه بيانگر خطر آبشويي اين علف‌كش مي‌باشد. نتايج آناليز باقيمانده كلوپيراليد در نمونه‌هاي آب چاه، حاكي از عدم وجود علف‌كش در آنها بود.نتيجه‏ گيري: در شرايط مزرعه‌اي، آبشويي علف‌كش نقش مهمي در پيش‌بيني بقاياي آن در خاك دارد. همچنين، مواد آلي، روند تجزيه كلوپيراليد را تسريع و نيمه‌عمر آن را كاهش مي‌دهد. ارزيابي خطر آلودگي كلوپيراليد با مدل جوري نيز نشان داد كه كاربرد آن در مناطقي كه ميزان مواد آلي خاك كمتر از يك درصد، بافت خاك سبك و ظرفيت نگهداشت آب پايين است بايد با احتياط صورت گيرد.
  • عنوان نشريه
    مديريت خاك و توليد پايدار
  • عنوان نشريه
    مديريت خاك و توليد پايدار