شماره ركورد
1378548
عنوان مقاله
بررسي انديشه كلامي «خير و شر» در مكتب گنوسي
پديد آورندگان
شهبازي ، حسين دانشگاه تبريز , آموزگار ، زينب دانشگاه اروميه , غيبي ، غلامرضا دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
167
تا صفحه
184
كليدواژه
خير , شر , گنوسي , ثنويت , مسيحيت
چكيده فارسي
«خير و شر» و انتساب آن به مبدأ آفرينش و صدور اين دو از اصل واحد يا اصول دوگانه، بنياديترين مباحث مكاتب عرفاني و كلامي به شمار ميرود. مكتب گنوسي نيز كه در صدر مسيحيت ظهور كرد، با تأثير از فرهنگ و باورهاي ملل گوناگون، بهويژه تأثير از مشرق زمين، ديدگاههاي خاصي درباره منشأ صدور خير و شر و اصالت و نسبت آنها با خداوند دارد. اين جستار درصدد تبيين توصيفي و تحليلي اين ديدگاههاست تا به اين سؤال بنيادي پاسخ دهد كه مصاديق خير و شر در انديشه گنوسي و ارتباط آن با قلمرو الوهيت چيست؟ شاخص ويژه جامعه قمران در عهد عتيق، گرايش دو بنانگاري است كه در مراحل ابتدايي، تقسيم يا انتساب آن توسط شمعون مغ، پدر كيش گنوسي، به قلمرو الوهيت سريان نداشت، ولي در قرن دوم ميلادي، مرقيون گنوسي با طرح سؤال درباره ماهيت خير و شر و نسبت آنها به خداوند، ثنويت شركآميز را بنيان نهاد. او و گنوسيان همعقيدهاش همچون كِردو و لوكيان به تقليد از عرفان ايران باستان، اصل «ثنويت» را پذيرفتند و بعدها با ظهور ماني، اين اصل در شمار آموزههاي گنوسي جايگير گشت و وجهه جهاني يافت. اين در حالي است كه در نظر مسيحيان راستكيش، گنوسيان با طرح دو خداي شر و خداي متعالي، يكتايي خداوند را در آيين يهود و مسيح زيرسؤال ميبردند و اين امر بههيچوجه براي آنها قابل پذيرش نبود. ناتواني گنوسيان در تشخيص نسبي بودن شر و شناسا بودنش در ميان ماسويالله و القاي شخصيت «سوفيا» بهمثابه وجه مؤنث الهي توسط شمعون، در قرنهاي بعدي باور به ثنويت و تفكيك خداي نيك و شر را توسط زعيمان گنوسي قرن دوم به دنبال داشت.
عنوان نشريه
معرفت اديان
عنوان نشريه
معرفت اديان
لينک به اين مدرک