شماره ركورد
1379169
عنوان مقاله
بررسي آميختگي استعاري عشق در كتاب فقه العشق اثر يوسف زيدان (بر اساس نظريه فوكونيه و ترنر)
پديد آورندگان
فتحي ايرانشاهي ، طيبه دانشگاه لرستان , پورابراهيم ، شيرين دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان شناسي , ميرزايي الحسيني ، محمود دانشگاه لرستان - گروه زبان و ادبيات عربي
از صفحه
1
تا صفحه
24
كليدواژه
معناشناسي شناختي , آميختگي مفهومي , فوكونيه و ترنر , عشق , فقهالعشق
چكيده فارسي
يكي از نظريات معناشناسي شناختي، نظريۀ آميختگي مفهومي فوكونيه و ترنر (1992) است كه تبيين جنبههايي از استعاره مفهومي را نيز در بر ميگيرد. بر اين اساس استعاره مفهومي، حاصل نوعي آميختگي مفهومي است. با توجه به اينكه شكلگيري استعارههاي عشق در متون عرفاني فرايندي پيچيده و نيازمند تبيين معنايي است، جستار حاضر به تحليل آميختگيهاي مفهومي استعاريِ مفهوم عشق در كتاب «فقهالعشق» اثر يوسف زيدان (نويسنده و رماننويس مشهور مصري) در چهارچوب نظريۀ آميختگي مفهومي ميپردازد. نتايج تحقيق نشان ميدهد كه در فقهالعشق، نويسنده فضاهاي دروندادي آتش، غذا، آب، نور، و گياه را به دليل پتانسيل مفهومي در شبيهسازي عشق عرفاني، انتخاب كرده تا با رابطه حياتي قياس ابعاد مورد نظر عشق را مفهومسازي و منتقل كند. فضاهاي ذهني متعلق به مفهوم عشق در مقصدبا مؤلفههاي موجود در دروندادهاي مبدأ آتش، غذا، آب، نور و گياه، انگيخته و فشرده و تركيب شده است. فضاهاي عام حاوي كنش، عليت، تغيير، حركت و غيره نقش مديريت اين دو فضا را عهدهدار ميباشند. انتخاب فضاهاي چندگانه مذكور مبتني بر دانش پسزمينهاي و بافت موقعيتي و فرهنگي مفهومساز است. در اين امتزاج استعاري، مؤلفههاي خاصي چون پويايي عشق، تحول، حركت، رنج، شادي، شناخت بر فضاي آميخته فرافكني ميشود؛ اما برخي مؤلفههاي ديگر چون ويژگيهاي معشوق، شناور ميمانند و به فضاهاي آميخته وارد نميشوند. در مرحلۀ تكميل، دانش مخاطب از عشق عرفاني به تكميل خلأهاي معنايي كمك ميكند تا در موقعيتهاي گفتماني معنا بهطور كامل برساخته و اجرا شود.
عنوان نشريه
لسان مبين
عنوان نشريه
لسان مبين
لينک به اين مدرک