شماره ركورد
1379332
عنوان مقاله
كارآمدي خط افق در سازمانيابي فضا و بازنمايي عمق صحنه در نقاشي ايراني (از دوره ايلخاني تا پيدايي فرنگيسازي)
پديد آورندگان
كشميري ، مريم دانشگاه الزهرا - دانشكدۀ هنر - گروه نقاشي
از صفحه
102
تا صفحه
119
كليدواژه
نگارگري ايراني , خط افق , ژرفانمايي , عمق صحنه , صفحۀ تصوير , ترازهاي بصري
چكيده فارسي
حافظۀ ديداري بينندۀ امروز، مهمترين كاركرد خط افق را ساماندهي خطوط فضاساز و جايدادن نقطۀ گريز (VP) در نقاشي ميداند. از آنجا كه، نقاشي ايراني فاقد نقطۀ گريز بهشيوۀ غربي است، كاركرد خط افق در آن محل پرسش است. شايد بپنداريم خط افق در نگارههاي ايراني، نقش موثري در ژرفانمايي و انسجام فضاي تصوير ندارد، درحاليكه واكاوي آثار از سدههاي گوناگون آشكار ميكند، اين خط بهگونهاي متفاوت بر روند سامانبخشيِ فضايي و ژرفانمايي تاثير داشته است. مهمترين كارآمدي ترسيم خط افق در نقاشي ايراني، مرزبنديِ دورترين نقطۀ قابل ديد سطح زمين، جهت ساماندهي چينشهاي گوناگون ترازهاي اصلي و فرعي بود. خط افق در جايگاه مرز آسمان/زمين با دور يا نزديكشدن از كادر پايين نقاشي (نزديكترين تراز به بيننده)، گستردگي بصري و دامنۀ ديد بيننده را تعريف ميكرد و هنرمند را به شيوههاي گوناگونِ ترازبندي و عمقنمايي، البته، متفاوت با هنر غرب تجهيز ميساخت. پژوهش نشان ميدهد، كاركرد خط افق در نقاشي ايراني دستكم در سه سويه دريافت ميشود: نخست، نشاندن واقعنمايانۀ عناصر بصري بر سطح زمين كه با تاكيد بر مرز آسمان/زمين ممكن ميگردد؛ دوم، گسترش ميدان ديد و عمق تصوير با افزايش فاصله ميان دورترين نقطه سطح (خط افق) و نزديكترين نقطه (كادر پايين نقاشي)؛ سوم، ايجاد معياري بصري براي تخمين فاصلۀ ميان ترازهاي بصريِ مياني در سنجش با تراز افق كه ژرفترين بخش سطح زمين است. به ديگر سخن، جايابي سنجيدۀ خط افق در نگارگري ايراني، پرداخت نماهاي باز (لانگشات) رزمها تا ازدحام در فضاهاي كمعمق بزمها را ممكن ميسازد. پژوهش حاضر، شيوهاي توصيفيـتحليلي و رويكردي، استقرايي دارد؛ از اينرو، با جستجو در شمار قابل اتكايي از نگارههاي ميانۀ ايلخاني تا صفويه پيشافرنگيسازي (270 نگاره از 35 نسخۀ ممتاز) به شناسايي و توصيف نظام ساماندهي فضا در نقاشي ايراني ميپردازد. نمونههاي كتابخانهاي (نسخ خطي برخط از مجموعههاي مالك) بهشيوۀ هدفمند برگزيده شده است.
عنوان نشريه
جلوه هنر
عنوان نشريه
جلوه هنر
لينک به اين مدرک