شماره ركورد
1379725
عنوان مقاله
بازآفريني طرح فرضي شهر تاريخي سلطانيه براساس مينياتور مطراقچي و متون تاريخي
پديد آورندگان
حجت ، عيسي دانشگاه تهران، پرديس هنرهاي زيبا - دانشكدۀ معماري - گروه معماري , بلالي اسكويي ، ازيتا دانشگاه هنر اسلامي تبريز - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه معماري , هاشمي آقاجري ، مهتاب دانشگاه هنر اسلامي تبريز - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه معماري , يزداني ، ثنا دانشگاه شهيد بهشتي - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه معماري
از صفحه
237
تا صفحه
266
كليدواژه
ايلخانان مغول , شهر سلطانيه , ساختار شهري , مينياتور مطراقچي , طرح فرضي
چكيده فارسي
شناخت شهرهاي تاريخي ايران در ادوار مختلف، بازگوكنندۀ پيشينۀ تمدن ايراني-اسلامي بوده كه دستيابي به چنين اطلاعاتي نيازمند بررسي ساختار معماري و شهرسازي آنها است. شهر تاريخي سلطانيه بهعنوان سومين پايتخت ايلخانان مغول يكي از مهمترين كانونهاي سياسي و اقتصادي زمان خود بوده كه امروزه تنها محدودۀ آثار و ابنيۀ شهر قديم قابلتشخيص است. پژوهش حاضر با هدف ايجاد زمينههاي مناسب براي بازآفريني و حفاظت از آثار برجايماندۀ شهر تاريخي سلطانيه، به شناسايي ساختار فضايي اين شهر ميپردازد و درصدد پاسخ به اين پرسش است؛ ساختار فضايي شهر سلطانيه براساس آموزههاي معماري و شهرسازي مورد اشاره در مستندات تاريخي، در دورۀ ايلخاني چگونه است؟ براساس ضرورت مطرحشده، نوشتار حاضر، با بررسي مستندات تاريخي و بهطور خاص مينياتور مطراقچي در تلاش است با مطالعۀ تحليلي و تطبيقي، طرح فرضي ساختار فضايي شهر سلطانيه را ارائه نمايد. نتايج مطالعات نشان ميدهد شهر سلطانيه شامل سه بخش كهندژ، ارگ مياني يا شارستان و ربض بوده است. بخش مياني شهر براساس يك ساختار كاركرديِ مذهبي، خدماتي، حكومتي و ساختار كالبدي معطوف به موقعيت قرارگيري بناي گنبد سلطانيه بهعنوان نقطۀ عطف ساماندهنده در اتصال با مجموعۀ ابوابالبر و محوريت معابري اتصالدهندۀ دروازهها، براساس طرحي از پيش انديشيدهشده شكل گرفته است. عناصر معماري و شهرسازي سلطانيه، كه بيشتر از سايرين در مستندات مورد اشاره قرارگرفتهاند، با كمترين ميزان تخريب تا به عصر حاضر مواجه بودهاند (همانند آرامگاه اولجايتو با 46.66% تكرار در منابع) و يا شناسايي موقعيت دقيق آنها ممكن بوده است (همانند برج و باروي مياني شهر با 40% تكرار در منابع) و امروزه نيز قابلمشاهده هستند. عناصر شهري كه از كمترين درصد تكرار برخوردار بودهاند (6.66 %) و يا فقط در يك سند نمايه شدهاند، در طرح فرضي از مكانيابي دقيقي برخوردار نيستند. ساير عناصر شهري كه در بيش از يك سند تاريخي تكرار شدهاند (با درصدهاي مابين 6.66% و 40%) بهدليل فراهمبودن شرايط مطالعۀ تحليلي-تطبيقي در طرح فرضي مكانيابي شده و امكان بازآفريني آنها در وضع موجود به كمك متخصصان ممكن بهنظر ميرسد.
عنوان نشريه
پژوهش هاي باستان شناسي ايران
عنوان نشريه
پژوهش هاي باستان شناسي ايران
لينک به اين مدرک