شماره ركورد
1379734
عنوان مقاله
ساختارشناسي سفالهاي هزارۀ اول پيشازميلاد پيلاقلعۀ رودبار براساس نتايج پتروگرافي
پديد آورندگان
چهري ، محمد اقبال دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكدۀ ادبيات و علوم انساني - گروه تاريخ و باستانشناسي , منصوري نصفجي ، علي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات - دانشكدۀ ادبيات، علوم انساني و اجتماعي - گروه باستانشناسي
از صفحه
89
تا صفحه
118
كليدواژه
هزارۀ اول پيشازميلاد , تپه مارليك , پيلاقلعه , قطعات سفال , پتروگرافي
چكيده فارسي
استان گيلان ازنظر مطالعات باستانشناسي، بهعنوان يكي از مناطق مهم و تأثيرگذار در هزارۀ اول پيشازميلاد در فلات ايران محسوب ميشود. يكي از محوطههاي شاخص اين حوزۀ فرهنگي، پيلاقلعه (پيلهقلعه) در شهرستان رودبار و شمالشرقي روستاي نصفي است كه پيشينۀ مطالعات باستانشناسي آن به كاوشهاي «عزتالله نگهبان» در سالهاي 41-1340ه.ش. برميگردد. در جريان كاوش اين تپه كه بهعنوان يكي از تپههاي اقماري مارليك در هزارۀ اول پيشازميلاد معرفي شده است، 17 لايۀ استقراري با آثاري از هزارۀ دوم تا هزارۀ اول پيشازميلاد همزمان با استقرار در تپه مارليك و دورهاي جديدتر از آن و دورههاي ساساني و اسلامي تا سدۀ 5 ه.ق. شناسايي شد. باوجود اينكه در پژوهشهاي پيشين به مطالعات گونهشناختي سفالهاي هزارۀ اول پيشازميلاد پيلاقلعه پرداخته شده است، اما تاكنون هيچگونه مطالعۀ آزمايشگاهي پتروگرافي درخصوص شيوۀ ساخت و ساختار كانيشناسي سفالهاي هزارۀ اول پيشازميلاد اين منطقه انجام نگرفته است. در اين پژوهش پرسش مهم اين است كه ساختارشناسي و بافت سفالهاي هزارۀ اول پيشازميلاد پيلاقلعه براساس نتايج مطالعۀ پتروگرافي چگونه است و چهقدر ساختار كانيشناسي آنها تغييرات داشتهاند؟ اين پژوهش با روش آزمايشگاهي، به مطالعۀ نتايج پتروگرافيِ تعداد 9 قطعه سفال مربوط به هزارۀ اول پيشازميلاد در محوطۀ پيلاقلعه اختصاص دارد، با اين هدف كه شيوۀ ساخت و اجزاي كانيشناسانۀ اين سفالها چگونه است. نتايج پتروگرافي اين 9 قطعه نشانداد كه به جز يك مورد، تمامي سفالها تركيباتي غيركربناتي (خاك رس) داشته و از سنگهاي آذرين و كانيهاي وابسته بدان بهعنوان آميزۀ استفاده كردهاند. ازنظر فابريك يا بافت نيز دو بافت سيلتي يا ريزدانه و بافت پرفيري يا درشت بلور در سفالها ديده ميشوند. استفاده زياد از سنگهاي آذرين براي آميزۀ سفال، اين فرض احتمالي را مطرح ميكند كه اين نوع سنگها به سهولت در دسترس قرار داشته و سفالگر با خواص سنگهاي آذرين مانند استحكام آنها آشنا بودهاند. در موضوع پخت سفالها نيز دماي نزديك به 800 درجۀ سانتيگراد مدنظر بوده است و فقط نمونههاي فاقد كلسيت دماي پختِ كمي بالاتر از 800 درجۀ سانتيگراد داشتهاند.
عنوان نشريه
پژوهش هاي باستان شناسي ايران
عنوان نشريه
پژوهش هاي باستان شناسي ايران
لينک به اين مدرک