• شماره ركورد
    1379743
  • عنوان مقاله

    تحليل رفتار سازه‌اي خانه‌هاي سنتي با تأكيد بر عنصر ديوار نسبي؛ نمونۀ موردي خانۀ برنجي شهر كرمانشاه

  • پديد آورندگان

    اميري ، رامين دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان - دانشكدۀ هنر و معماري - گروه معماري , پيري ، سعيد دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان - دانشكدۀ هنر و معماري - گروه معماري , اخويسي ، اميرهوشنگ دانشگاه رازي - دانشكدۀ فني و مهندسي عمران - گروه عمران

  • از صفحه
    349
  • تا صفحه
    378
  • كليدواژه
    معماري دورۀ پهلوي اول , هم‌نشيني سازه و فضاي معماري , ديوار نسبي , خانۀ برنجي
  • چكيده فارسي
    اين پژوهش رويكردي ميان‌رشته‌‌اي جهت هم‌نشيني سازه و معماري مي‌‌باشد، كه فضاهاي معماري را به‌منظور بهسازي لرزه‌اي ساختمان‌هاي سنتي در (دورۀ پهلوي اول) مورد بررسي قرار داده است؛ بنابراين، جايگاه سازه و اهميت پايداري آن ‌در معماري خانه‌هاي سنتي، كه داراي ارزش ميراثي مي‌باشند؛ موضوعي است كه به‌سبب اهميت آن، بايد موردمطالعه قرارگيرد. براي خانه‌هاي سنتي، ديوارها از اعضاي سازه‌اي اصلي هستند ‌كه با نيروهاي جانبي مقابله مي‌كنند، به‌دليل پيچيده و ناشناخته بودن رفتار ساختمان‌هاي بنايي و نيز عدم وجود اطلاعات فني كافي، استاندارد 2800 فرمولاسيون مشخصي نيز براي بناهاي سنتي ارائه نگرديده است؛ اما براي بهسازي لرزه‌اي آن‌ها از نشريۀ 360 بهره گرفته شده است كه نمونۀ موردي در اين پژوهش، ساختمان برنجي مي‌باشد؛ اين پژوهش درپي پاسخ به دو پرسش است؛ الف) با استناد به تصاوير و تجزيه و تحليل داده‌ها، مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار در ايستايي ساختمان برنجي شهر كرمانشاه كدامند؟ ب) در عرصۀ معماري، اساس هم‌نشيني سازه و معماري دورۀ پهلوي اول برآمده از چيست؟ در پژوهش پيشِ‌رو كه به‌صورت كمّي و كيفي به انجام رسيده است. جهت گردآوري اطلاعات‌ از روش مشاهده و برداشت ميداني، تجزيه تحليل و محاسبات دقيق داده‌ها ديوار نسبي به روش كمّي و كتابخانه‌اي و نتيجه‌گيري با روش كيفي بيان شده است؛ بدين‌سان پايداري سازۀ ساختمان‌هاي سنتي مي‌‌تواند به‌واسطۀ ديوارهاي نسبي كه هم‌چون بادبند يا ديوار برشي رفتار مي‌‌كند، مورد ارزيابي قرارگيرد؛ از اين‌رو، وجود ديوارهاي نسبي مي‌تواند، هم‌نشيني در ارتقاء فضاي معماري خانۀ سنتي ‌را تحت‌تأثير قرار دهد. شايان‌ذكر است ‌در صورتي سازۀ مقاومت كافي در برابر نيرو يا بار جانبي را نداشته باشد، مي‌توان با افزايش ديوار نسبي يا ارائه روش‌هاي ديگر جهت تقويت سازه‌اي نسبت به پايداري آن اقدام نمود؛ بنابراين، تحقيق درخصوص هم‌نشيني بين سازه و معماري به‌واسطۀ افزايش و يا محل قرارگيري ديوارهاي نسبي ضروري مي‌باشد. نتايج حاصل از اين پژوهش‌،‌ نشان مي‌دهد؛‌ ساختمان موردنظر مقاومت كافي در برابر نيروهاي جانبي را دارد. با اين‌حال، اصول ايستايي معماري ايراني در دورۀ پهلوي اول رعايت گرديده است. حال اگر ساختمان‌هاي مشابه در دورۀ مزبور مورد ارزيابي قرار گيرند و اين نتيجه هم به‌دست آيد، اين‌چنين مي‌توان گفت كه رعايت اصول معماري در آن زمان با رويكرد مقاومت كافي ساختمان در برابر زلزله بوده كه قطعاً به‌صورت تجربي به‌دست آمده است؛ به‌بيان ديگر معماران آن زمان به‌نحوي مهندسين سازه بوده‌اند.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي باستان شناسي ايران
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي باستان شناسي ايران