شماره ركورد
1380248
عنوان مقاله
اثر تغيير كاربري زمين بر ميزان كربن آلي خاك و تعيين ويژگي هاي خاكي موثر بر آن در يك توالي زيستي (مطالعه موردي: منطقه جزينك دشت سيستان)
پديد آورندگان
اكبري شهرياري ، فرحناز دانشگاه جيرفت - دانشكده كشاورزي - گروه علوم خاك , برومند ، ناصر دانشگاه شهيد باهنر كرمان - دانشكده كشاورزي - گروه علوم خاك , شهرياري ، علي دانشگاه زابل - دانشكده مهندسي آب و خاك - گروه علوم خاك , شيرمحمدي ، ابراهيم دانشگاه زابل - دانشكده مهندسي آب و خاك - گروه علوم خاك , فاضلي نسب ، بهمن پژوهشگاه زابل - پژوهشكده كشاورزي - گروه زراعت و اصلاح نباتات
از صفحه
131
تا صفحه
150
كليدواژه
پوشش گياهي , تجزيه عليت , كشاورزي , ماده آلي خاك , منظر
چكيده فارسي
سابقه و هدف: كربن آلي خاك (SOC) از مهمترين اجزاء خاكها ميباشد كه ساير ويژگيهاي خاك را تحت تأثير قرار ميدهد و خود نيز از ديگر ويژگيهاي خاك تأثير ميپذيرد. پژوهشها نشان ميدهد كه تغيير كاربري اراضي مرتعي و جنگلي به اراضي زراعي در اغلب موارد باعث كاهش SOC ميشود؛ ولي اين موضوع هميشه صادق نيست و به عوامل مختلف مخصوصاً شيوههاي مديريت مواد آلي در مزرعه بستگي دارد. اين پژوهش با هدف بررسي تأثير تغيير كاربري اراضي جنگلي و مرتعي دشت سيستان به اراضي كشاورزي، در يك توالي زيستي (كه داراي بيشترين شباهت از نظر فاكتورهاي خاكسازي هستند) بر ميزان SOC انجام شد. همچنين تعيين اثرات مستقيم و غير مستقيم ويژگيهاي موثر معنيدار خاك بر ميزان SOC از اهداف ديگر اين پژوهش بود. مواد و روشها: توالي زيستي مورد مطالعه در منطقه جزينك، كنار رود هيرمند در شمال شرق دشت سيستان و در جنوب غربي مرز مشترك ايران و افغانستان، قرار داشت. در آبان ماه 1395 از عمق 20-0 سانتيمتري خاك هر يك از پوششهاي جنگلي Populus euphratica و Tamarix ramosissima، مرتعي Desmostachiya bipinnata و Suaeda vermiculata و همچنين زراعي Triticum aestivum (با 15 سال سابقه تغيير كاربري) و فقط از نقاطي كه پوشش گياهي متراكم داشت مجموعاً 25 نمونه خاك (5 نمونه خاك از هر يك از پوششهاي گياهي)، بصورت تصادفي نظارت شده برداشت گرديد. سپس 28 ويژگي فيزيكي، شيميايي و زيستي خاك ازجمله درصد SOC اندازهگيري شد. تجزيه آماري دادهها در قالب طرح كاملاً تصادفي، مقايسه ميانگين دادههاي SOC با آزمون حداقل اختلاف معنيدار و همبستگي پيرسون ميان ويژگيهاي خاكي اندازهگيري گرديد. تجزيه رگرسيون گام به گام نيز براي شناسايي ويژگيهاي موثر معنيدار بر تغييرات SOC بوسيله نرم افزار Statistix10 انجام شد. سپس با تجزيه عليت اثرات مستقيم و غير مستقيم آن ويژگيها بر ميزان SOC بوسيله نرم افزار Path 2 محاسبه گرديد.يافتهها: تغييرات در جمعيت باكتريهاي حلكننده فسفات 37%، قارچهاي حل كننده فسفات44%، كل ميكروارگانيسمهاي حلكننده فسفات 39%، باكتريها 51%، قارچها 46%، كل ميكروارگانيسم 51%؛ و همچنين تغييرات در مقادير كربن آلي 39%، رس 68%، سيلت 71%، شن 81%، قابليت هدايت الكتريكي (EC) 37%، سديم 56%، پتاسيم 81%، نيتروژن 67% ، كلسيم 56% و منيزيم 37% ، متأثر از پوشش گياهي بود. بيشترين درصد SOC در پوشش گياهي P. euphratica با مقدار 24/1% اندازهگيري شد؛ و نسبت به T. aestivum،D. bipinnata ، S. vermiculata و T. ramosissima به ترتيب21/2، 69/1، 94/1 و 86/1 برابر درصد كربن آلي بيشتري داشت. البته ميان پوششهاي گياهيT. aestivum، T. ramosissima، D. bipinnata و S. vermiculata از نظر اين صفت تفاوت آماري معنيدار مشاهده نشد. درصد SOC با جمعيت قارچهاي حلكننده فسفات و غلظت سديم محلول خاك به ترتيب قويترين ضرايب همبستگي مثبت (63/0=r) و منفي (60/0-=r) معنيدار (01/0P≤) را داشتند. همچنين بر اساس نتايج تجزيه رگرسيون گام به گام و تجزيه عليت، جمعيت قارچهاي حل كننده فسفات و ظرفيت تبادل كاتيوني (CEC) به ترتيب موثرترين عوامل اثر گذار مثبت؛ و نسبت جمعيت ميكروارگانيسمهاي حلكننده فسفات بر جمعيت كل ميكروارگانيسمها و نيز EC خاك به ترتيب موثرترين عوامل اثر گذار منفي بر درصد SOC در منطقه مورد مطالعه بودند.نتيجه گيري: بطور كلي حساسترين كاربري به تغييرات، جنگل P. euphratica است. بنابراين در جهت ارتقاي كيفيت خاك و افزايش ذخيره كربن در مناطق خشك و فوق خشك علاوه بر حفظ و توسعه پوشش جنگلي P. euphratica پيشنهاد ميگردد كه مديريت و بهبود ويژگيهاي خاك شامل: جمعيت قارچهاي حل كننده فسفات، CEC، نسبت جمعيت ميكروارگانيسمهاي حلكننده فسفات و EC نيز مورد توجه قرار گيرد.
عنوان نشريه
پژوهش هاي حفاظت آب و خاك
عنوان نشريه
پژوهش هاي حفاظت آب و خاك
لينک به اين مدرک