• شماره ركورد
    1380819
  • عنوان مقاله

    مروري بر تجربيات بين‌المللي ساماندهي دست‌فروشان با تأكيد بر نقش دست‌فروشي در منظر شهري

  • پديد آورندگان

    رضائي ، ناهيده دانشگاه‌ هنر اسلامي تبريز - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه معماري , نجاري نابي ، رعنا دانشگاه شهيد رجايي - دانشكدۀ مهندسي معماري و طراحي شهري

  • از صفحه
    154
  • تا صفحه
    170
  • كليدواژه
    تجارب بين‌المللي , دست‌فروشي , ساماندهي دست‌فروشان , منظر شهري
  • چكيده فارسي
    مقدمه مشاغل غيررسمي در بافت شهرهاي ايران از جمله دست‌فروشي و بساط‌گستري، آسيب‌هاي انكارناپذيري بر منظر شهري اين شهرها وارد كرده است. بي‌نظمي، ناهماهنگي، اغتشاش فيزيكي و بصري از جملۀ چنين آسيب‌هايي است. بر اين اساس، ساماندهي مشاغل غيررسمي در سطح شهر به دغدغه‌اي مهم براي مسئولان و مديران شهري تبديل شده است. كشور ايران هم از اين قاعده مستثنا نيست. ركود اقتصادي، اقتصاد نفتي و تك‌محصولي، تورم، نظام بانكي بيمار و عوامل بسيار ديگر باعث افزايش اين پديده در شهرهاي مختلف ايران شده است. بديهي است پديدۀ دست‌فروشي در بافت شهرها، مسئله‌اي پيچيده و چندبعدي است و بر همين اساس ساماندهي آن نيازمند مداخلۀ كارشناسان، پژوهشگران و عوامل اجرايي از رشته‌هاي متنوعي همچون مديريت و برنامه‌ريزي شهري، جامعه‌شناسي، روانشناسي و... است. اما بخشي از اين مسئله كه به تأثيرات دست‌فروشي و بساط‌گستري بر منظر شهري مرتبط مي‌شود، در حيطۀ رشته‌هايي همچون معماري و شهرسازي قرار مي‌گيرد. با تكيه بر اين پيش‌فرض مي‌توان گفت كه به‌ دليل عدم برنامه‌ريزي اقتصادي و فضايي در خصوص مشاغل غير رسمي در بافت شهرها، منظر شهرها (به‌خصوص كلان‌شهرها) در كشور دچار آسيب شده‌اند؛ به ‌گونه‌اي كه يكي از دغدغه‌هاي امروز مديريت شهري شهرهاي ايران، استقرار دست‌فروشان شهري در فضاي شهري و چگونگي تأثير آن بر فرهنگ منظر شهري است. امروزه بيش از هر زمان ديگر، در شهرها و به‌خصوص كلان‌شهرها، هجوم آشفتگي در جنبه‌هاي گوناگون سيماي شهر مشاهده مي‌شود. اكنون سيماي شهري نظم كمتري داشته و تفاوت آشكار در اشكال، مصالح مصرفي، زبري و نرمي، پيش‌آمدگي و پس‌رفتگي، كوتاه و بلند بودن بناها از يك سو و هرج‌و‌مرج ناشي از تداخل عملكردها به واسطۀ وجود بساط گستري و دست‌فروشي به‌خصوص در فضاي مركزي و سنتي شهرها، چهره و سيماي ناهمگون و ناموزوني را شكل مي‌دهد.از طرفي، دست‌فروشي پديده‌اي است كه زمينه‌ را براي افزايش مشاغل غير رسمي در محدودۀ مركزي شهر ايجاد كرده است. اين امر به علت ارائۀ كالاها با قيمت نسبتاً پايين، با استقبال مردم براي خريد كالاهاي ارزان‌قيمت مواجه است. در راستاي ساماندهي به اين معضل شهري‌ـ اجتماعي چهار رويكرد كلي وجود دارد كه به‌ترتيب زماني شامل رويكردهاي ضد دست‌فروشي؛ روادارانه؛ سازگار با دست‌فروشي و همه‌شمول است. در خصوص ارتباط منظر با دست‌فروشي نيز مي‌توان چنين بيان كرد كه فروشندگي در خيابان، پيشينه‌اي طولاني در تاريخچۀ كشورها و شهرهاي بزرگ جهان دارد؛ به ‌طوري ‌كه فروشندگان در بسياري از كشورها (مانند چين، مصر و كشورهاي عربي) در گذشته، سرزندگي و نشاط خاصي را به چشم‌انداز خيابان‌ها مي‌افزودند و فعاليت اقتصادي ‌ـ خدماتي را در بطن خود شكل مي‌دادند. اما امروزه، با تعريف ساختار فضاهاي عمومي شهري؛ غيرقانوني بودن حضور دست‌فروشان در خيابان و پياده‌راه‌ها به علت استفاده و به‌كارگيري بيش از حد فضاي عمومي شهري ملموس شده است. در برخي از شهرها، فروشندگان در بافت شهري بساط‌هاي بزرگ را در اجتماعات عمومي برقرار مي‌كنند. رهگذران در پياده‌روها و معابر، به علت ازدحام دست‌فروشان آزرده شده و عبور و مرور مردم از طريق راهروهاي تنگ به ‌واسطۀ بساط دست‌فروشان ايجاد شده دشوار مي‌شود. شدت ازدحام، ترافيكي انساني در پياده‌روها، باعث كلافگي مردم شده كه اقدام خطرناكي به‌ شمار مي‌آيد. لذا هدف از اين پژوهش، آشنايي با تنوعي از رويكردها براي ساماندهي دست‌فروشان در زمينۀ منظر شهري در كشورهاي مختلف اعم از تركيه، هند، بنگلادش، تايلند، مالزي و در جهت بهره‌مندي از تجارب و راهكارهاي اتخاذي آن‌ها در نوع برخورد با اين مسئله است.  مواد و روش‌هاروش تحقيق در اين پژوهش، تركيبي از روش توصيفي و تفسيري، به دنبال بررسي تجارب مختلف، مقايسۀ ديدگاه‌ها، نحوۀ برخورد با معضل دست‌فروشي و بساط‌گستري در بستر منظر شهري است. گردآوري داده‌ها به صورت كتابخانه‌اي انجام شده و ابزارهاي گردآوري داده‌هاي مرتبط با تجارب عملي، اسناد و مدارك موجود بوده كه در كل، يازده نمونه از تجارب ساماندهي دست‌فروشان در كشورهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت. يافته‌هانقش اقتصادي دست‌فروشي در كاهش فقر، بار مالي و هزينه‌هاي زياد سياست‌هاي اجرايي در قالب جابه‌جايي و ساماندهي دست‌فروشان در فضاي شهري، نقش مهمي در دستيابي به حكمروايي همه‌شمول شهري دارند. تغييرات ساختاري در اقتصاد كشورها، افزايش مشاغل موقت، بيكاري؛ به‌خصوص در كشورهاي پرجمعيت و فقير، منجر به افزايش جمعيت دست‌فروشان شده است. مطالعات شهري در راستاي سياست‌هاي دولتي و شهري در باب دست‌فروشي، عواقب سياست‌هاي مرتبط با آن‌ها، لزوم توجه به راهكارهاي مختلف اعم از رسمي‌سازي دست‌فروشان و محل كسب آنان را، به دليل انتقاد از تأثيرات مخرب آن‌ها لازم و ضروري مي‌كند. از اين لحاظ مطالعۀ سياست‌هاي اخير، چارچوب تحليلي در زمينۀ رسمي‌سازي دست‌فروشي را نشان مي‌دهد. با بررسي يازده نمونۀ خارجي، مي‌توان با ديدي وسيع به اين پديده نگريست. از جمله كشورهاي موفق در زمينۀ ساماندهي به دست‌فروشي، مي‌توان به تركيه، هند و سنگاپور اشاره كرد. با تحليل نمونه‌هاي موفق، مهم‌ترين عامل علاوه بر تأمين تمام تمهيدات، مشاركت دست‌فروشان و حمايت از آن‌ها است. جابه‌جايي دست‌فروشان، با همفكري و مشاركت دست‌فروشان و مسئولان، اعتماد بين طرفين، اعطاي شخصيت اجتماعي به دست‌فروشان، حاصل شده است. اعطاي امتيازاتي از جمله صدور جواز كسب، اعطاي وام و برنامۀ آموزشي به دست‌فروشان، تعيين مكان مناسب براي بازارچه، نشانه‌گذاري مناسب براي آن‌ها در سطح شهر و تبليغ بازارچه در رسانه‌هاي جمعي، جزء نكات مثبت و آزار و اذيت دست‌فروشان، توقيف اقلام فروشي آن‌ها، رشوه و فساد در مديريت شهري و عدم تداوم در اجراي طرح‌ها، از جمله نكات ضعف در ارائۀ طرح‌هاي ساماندهي بوده است.  نتيجه‌گيريدست‌فروشي، تأثيرات هم‌زمان منفي و مثبت را بر نظام شهري در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي دارد. ايجاد اشتغال هرچند موقت براي افراد بيكار جامعه و به تبع آن، كاهش انحرافات اجتماعي نمونه‌اي از اين فرصت‌هاست، اما مهم‌ترين مسئله‌اي كه بسياري از شهرها در اين رابطه با آن مواجه هستند، مشكل حضور دست‌فروشان در پياده‌روهاي مراكز شهرهاست كه به لحاظ عملكردي به شكل‌گيري خرده‌عملكردهاي توزيعي، خلق تنوع اقلام و جذابيت آن‌ها براي مردم و...؛ به لحاظ كالبدي موجبات ترافيك پياده، سواره، از بين بردن معماري شاخص و فرسودگي در بافت و... و به لحاظ معنايي سبب از بين رفتن تجربۀ حسي‌ـ در فضاهاي غني با كمرنگ شدن فعاليت‌هاي مختلف با جايگزيني مشاغل كاذب و... منجر مي‌شود. از همين رو، در نحوۀ مواجهه با دست‌فروشي، برخي رويكردها، مداراگرايانه و برخي قهري است. نكاتي كه دست‌فروشي در منظر شهري ايجاد كرده و فصل مشترك نمونه‌هاي مورد مطالعه است؛ مي‌تواند در سه دسته عملكردي، كالبدي و معنايي مطرح باشد. بي‌رونقي بخش‌هاي رسمي علي‌ر‌‌غم كيفيت مطلوب فضايي به ‌علت تورم و بحران مالي، فرصت ايجاد فعاليت‌هاي متنوع براي گروه‌هاي مختلف جمعيتي و ايجاد كاربري‌هاي جديد براي تداوم دست‌فروشي و...، در بُعد عملكردي، حمل‌و‌نقل كالا با گاري در داخل شهر، تغيير در ارتباطات فضايي‌ـ حركتي به علت سد معبر در حاشيۀ خيابان، كاهش عرض مفيد معابر و تراكم و ازدحام جمعيت، فرسودگي در ساختار معماري خيابان‌ها و... در بُعد كالبدي و از بين رفتن تجربه حسي در فضاهاي غني با كمرنگ شدن فعاليت‌هاي مختلف با جايگزيني مشاغل كاذب، تقويت و افزايش تعاملات اجتماعي مردم، تهديد اصالت بافت تاريخي شهر و... در بُعد معنايي مطرح است.در خصوص راهكارها در زمينۀ مؤلفه‌هاي عملكردي مي‌توان به مواردي همچون طراحي فراگير كاركردي، تأمين دسترسي براي گرو‌ه‌هاي مختلف، توجه به تأمين امكانات لازم، توجه به مقياس و اندازۀ فعاليت‌ها و... اشاره كرد. در زمينۀ مؤلفه‌هاي كالبدي مي‌توان به راهكارهايي همچون سكانس‌بندي پياده‌رو و پياده‌راه‌ها براي حضور هم‌زمان دست‌فروشان، ماشين‌ها و پياده‌‌ها، ايجاد مناطق موقت براي دست‌فروشي، طراحي فراگير مكاني، انطباق نوع بافت با سطح عرضۀ دست‌فروشان، تهيۀ نقشۀ تجارت شهري، توجه به مقياس و اندازۀ فضاهاي فروش و... و در زمينۀ مؤلفه‌هاي معنايي نيز مي‌توان به راهكارهايي همچون درك پيوندها (تداركات، مشتريان، نقش در سلسله‌مراتب خرده‌فروشي شهري) اشاره داشت.
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري