شماره ركورد
1381689
عنوان مقاله
خلاقيت استعاري در داستان هاي كوتاه زكريا تامر (مورد كاوي دو مجموعه داستان كوتاه صهيل الجواد الأبيض و دمشق الحرائق)
پديد آورندگان
بهرامي ، فريده دانشگاه بوعلي سينا همدان , عبدي ، صلاح الدين دانشگاه بوعلي سينا همدان - گروه زبان و ادبيات عربي
از صفحه
163
تا صفحه
189
كليدواژه
زبان شناسي شناختي , خلاقيت استعاري , زكريا تامر , صهيل الجواد الأبيض , دمشق الحرائق
چكيده فارسي
زبان شناسان شناختي منكر خلاقيت استعاري شاعران و نويسندگان نيستند. براساس نظريۀ «شعرشناسي شناختي» ليكاف و ترنر (1989) شاعران و نويسندگان در آثارشان اغلب از همان استعارههاي مفهومي معمولي در زبان عادي و روزمره استفاده ميكنند و خلاقيت شاعرانه نتيجۀ بهكارگيري و تغيير استادانۀ همين استعارههاي مفهومي روزمره در اثر بهرهگيري از چهار ابزار مفهومي: گسترش، پيچيدهسازي، پرسش و تركيب است. هدف اصلي از اين پژوهش معرفي اين شگردها و بررسي قابليت كاربرد آنها در تحليل شناختي پارهاي از استعارههاي نو در دو مجموعه از داستانهاي كوتاه زكريا تامر (1931) نويسندۀ مشهور و معاصر سوري است. تحليل دادهها نشان ميدهد تامر در داستانهايش از همان استعارههاي مفهومي روزمره استفاده كرده است. بنابراين، خلاقيت اين نويسنده ميتواند نتيجۀ بهره گرفتن از ابزارهاي نامبرده در كاربرد استادانۀ استعارههاي معمولي باشد. برپايۀ تحليل دادهها، تامر در آفرينش استعارههاي بررسيشده، بيشتر از ابزار تركيب و كمتر از ابزار پرسش بهره برده و از ابزارهاي گسترش و پيچيدهسازي بهطور متوسط استفاده كرده است. نتايج بهدستآمده همچنين نشان ميدهد تامر با بهرهگيري هوشمندانه از استعاره علاوه بر ايجاد ظرافت و زيبايي در بيان، مفاهيم و پيام داستانهايش را به خواننده انتقال ميدهد.
عنوان نشريه
جستارهاي زباني
عنوان نشريه
جستارهاي زباني
لينک به اين مدرک