شماره ركورد
1381976
عنوان مقاله
مقايسه اثربخشي درمان شناختي مبتني بر ذهنآگاهي با درمان كوتاه مدت راهحلمحور بر كيفيت زندگي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس
پديد آورندگان
افشار شانديز ، حميد دانشگاه سمنان - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي , رحيميان بوگر ، اسحق دانشگاه سمنان - دانشكدۀ روانشناسي و علوم تربيتي - گروه روانشناسي باليني , طالع پسند ، سياوش دانشگاه سمنان - دانشكدۀ روانشناسي و علوم تربيتي - گروه روانشناسي تربيتي
از صفحه
881
تا صفحه
898
كليدواژه
درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي , درمان كوتاه مدت راه حل محور , كيفيت زندگي , مولتيپل اسكلروزيس
چكيده فارسي
زمينه: باتوجه به ماهيت غيرقابل پيشبيني بيماري ام اس و سطوح بالاي اضطراب، افسردگي و خستگي، مداخلات روانشناختي مي تواند به بهبود نگراني، نشخوار فكري و استرس و اضطراب كمك كند. درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي كه شامل رشدآگاهي، چارچوب نگرش خاص و درك درست از آسيبپذيري است منجر به بهبود علائم روانشناختي و خودكارآمدي گرديده است، از طرف ديگر درمان راهحل محور بدون علاقه به كسب آگاهي از مشكل و به جاي تأكيد بر وقايع گذشته، مراجعان را ترغيب به تمركز بر تواناييها و استعدادهايشان و جستجوي راه حل براي مشكلاتشان مي كند. با اين وجود انجام پژوهش مقايسهاي اين دو درمان در پيشينه مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر باهدف مقايسه اثربخشي درمان شناختي مبتني بر ذهنآگاهي و درمان راهحل محور بر كيفيت زندگي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس انجام شد. روش: اين پژوهش شبه آزمايشي از نوع پيشآزمون-پسآزمون همراه با گروه گواه بود. حجم نمونه پژوهش 60 بيمار مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس شهر مشهد بودند كه به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفي در دو گروه آزمايش (40 نفر) و يك گروه گواه (20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمايش اول 8 جلسه دوساعته درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي سگال و همكاران (2002) و گروه آزمايش دوم نيز 7 جلسه دوساعته، درمان راهحل محور كوتاهمدت دشارز و همكاران (1970) را دريافت كردند. پرسشنامه كيفيت زندگي بيماران مولتيپل اسكلروزيس ويكري (1995) قبل و بعد از مداخله توسط آزمودني هاي تمام گروهها تكميل شد. دادهها با استفاده از آزمون تحليل كوواريانس تك متغيره و چندمتغيره مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. يافته ها: نتايج تحليل كوواريانس نشان داد كه درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي و درمان راهحل محور كوتاهمدت موجب افزايش ميانگين نمره كيفيت زندگي و مولفه هاي آن در بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس گروه آزمايش در مقايسه با گروه كنترل شده است (0/05 p). همچنين بين اثربخشي دو درمان در بهبود كيفيت زندگي تفاوت معناداري وجود نداشت (0/05 p). نتيجهگيري: درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي و درمان راهحل محور كوتاهمدت هر دو بر بهبود سلامت جسماني، كاهش درد و بهبود عملكرد اجتماعي و نيز در افزايش سلامت روان شناختي از جمله كاهش افسردگي و اضطراب در بيماران ام.اس مؤثر بوده اند.
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
لينک به اين مدرک