شماره ركورد
1382011
عنوان مقاله
مقايسۀ اثربخشي آموزش مبتني بر نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل بر اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان دختر
پديد آورندگان
رحيمي اصيل ، مهوش دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران , زهراكار ، كيانوش دانشگاه خوارزمي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي - گروه مشاوره , محسن زاده ، فرشاد دانشگاه خوارزمي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي - گروه مشاوره
از صفحه
1971
تا صفحه
1990
كليدواژه
اهمالكاري تحصيلي , نظريۀ انتخاب , تحليل رفتار متقابل , دانشآموزان دختر
چكيده فارسي
زمينه: يكي از شايعترين مشكلات در سطوح مختلف تحصيلي به ويژه در دورۀ نوجواني، اهمالكاري تحصيلي است. اهمالكاري از مهمترين علل عدم موفقيت دانشآموزان در يادگيري و دستيابي به پيشرفت تحصيلي است. مداخلههاي آموزشي مبتني بر نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل دو نوع مداخلۀ متفاوت هستند كه به ترتيب بر عوامل دروني و بين فردي تأكيد ميكنند و در مورد مقايسۀ اثربخشي آنها بر اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان دختر، شكاف پژوهشي وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسي مقايسۀ اثربخشي آموزشهاي مبتني بر نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل بر اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان دختر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نيمه آزمايشي از نوع پيشآزمون - پسآزمون با گروه گواه و پيگيري دو ماهه بود. جامعۀ آماري پژوهش شامل تمامي دانش آموزان دختر پايۀ نهم شهر كوه دشت در سال تحصيلي 1399- 1398 بود كه با روش نمونهگيري خوشهاي چندمرحلهاي 45 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفي در سه گروه 15 نفري (دو گروه آزمايش: نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل و يك گروه گواه) جايگزين شدند. به منظور جمعآوري اطلاعات از مقياس ارزيابي اهمال كاري تحصيلي- نسخۀ دانش آموز (سولومون و راثبلوم، 1984) استفاده شد. همچنين برنامههاي آموزشي مبتني بر نظريۀ انتخاب (نيكبخت و همكاران، 1392؛ گلاسر، 1999) و مبتني بر تحليل رفتار متقابل (استوارت و جونز، 2009) در هشت جلسه به ترتيب بر روي گروههاي آزمايش اول و دوم اجرا شد. همچنين دادههاي پژوهش با استفاده از آزمون تحليل واريانس با اندازهگيري مكرر با بهرهگيري از نرمافزار SPSS-23 تحليل شدند. يافته ها: يافتهها نشان داد كه هر دو آموزش مبتني بر نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل (به ترتيب با اندازه اثر 0/870 و 0/721) بر اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان دختر پايۀ نهم تأثير معنيدار و پايداري داشتند. (0/001 ≥P). همچنين نتايج مقايسه مداخلهها در آزمون تعقيبي بنفروني نيز نشان داد كه اثربخشي آموزش مبتني بر نظريۀ انتخاب بر كاهش اهمالكاري تحصيلي بيشتر از تحليل رفتار متقابل بود (0/001 ≥P). نتيجه گيري: با توجه به نتايج به دست آمده به نظر ميرسد، مداخلات آموزشي مبتني بر نظريۀ انتخاب و تحليل رفتار متقابل بر كاهش اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان دختر مؤثر بودند، اما برنامۀ آموزش مبتني بر نظريۀ انتخاب به دليل افزايش دادن خودباوري تحصيلي و بهبود مهارتهاي فراشناختي دانشآموزان اثربخشي بيشتري دارد، به همين دليل پيشنهاد ميشود مشاوران مدارس بيشتر از اين روش آموزشي براي كاهش اهمالكاري تحصيلي دانشآموزان استفاده كنند.
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
لينک به اين مدرک