شماره ركورد
1382080
عنوان مقاله
تدوين مدل ساختاري بهزيستي روانشناختي مادران داراي كودك با كم تواني ذهني بر اساس هسته ارزشيابي خود با ميانجي گري احساس كهتري
پديد آورندگان
خليل ارجمندي ، فاطمه دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران , كاشاني وحيد ، ليلا دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران - گروه روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي , وكيلي ، سميرا دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران - گروه روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي
از صفحه
381
تا صفحه
396
كليدواژه
بهزيستي روانشناختي , هسته ارزشيابي خود , احساس كهتري , كودكان كم توان ذهني
چكيده فارسي
زمينه: تولد يك كودك داراي كمتواني ذهني مي تواند شرايط دشواري را براي والدين و ديگر اعضاي خانواده به همراه بياورد، چون والدين به طور غيرمنتظره اي در يك معماي دشوار عاطفي گرفتار مي شوند كه به خاطر طبيعت غيرمنتظره اين مشكل و تمايلات ذاتي براي نگهداري از فرزندانشان، ناراحتي و نگراني بيشتري را تحمل مي كنند. در نتيجه توان عملكرد در شرايط ناگوار برايشان سخت تر مي شود و نمي توانند در اين شرايط هيجانات خود را به خوبي مديريت كنند. همچنين اين مادران به دليل نداشتن بهزيستي روانشناختي بالا، دچار تنش هاي بيشتري مي شوند. هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوين مدل ساختاري بهزيستي روانشناختي مادران داراي كودك با كمتواني ذهني بر اساس هستۀ ارزشيابي خود با ميانجي گري احساس كهتري بود.روش: روش پژوهش حاضر توصيفي، از نوع همبستگي و مدلسازي معادلات ساختاري بود. جامعه آماري اين پژوهش كليه والدين داراي كودك با كم تواني هوشي هستند كه درشهر تهران در سال 1402-1401) تحت پوشش سازمان بهزيستي بودندو از سازمان بهزيستي خدمات دريافت مي كنند. حجم نمونه در پژوهش حاضر نيز با در نظر گرفتن احتمال اُفت نمونهها ۳۰۰ نفر از شهر تهران، در نظر گرفته شد. روش نمونه گيري مورد استفاده نيز به صورت در دسترس بود. جهت جمع آوري داده ها از پرسشنامه هاي بهزيستي روانشناختي (ريف، 1989)، هستۀ ارزشيابي خود (جاج و همكاران، 2003) و شاخص مقايسه اي احساس كهتري (ديكسون و استرانو، 1990) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون هاي همبستگي پيرسون با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 25 و مدل يابي معادلات ساختاري با استفاده از نرمافزار Lisrel نسخه 8/8 تحليل شد. يافته ها: نتايج پژوهش نشان داد ضريب مسير كل (مجموع ضرايب مسيرهاي مستقيم و غيرمستقيم) بين هستۀ ارزشيابي خود با بهزيستي روانشناختي معنادار بود (p=0.001, β=0.481). براين اساس مي توان گفت، بين بهزيستي روانشناختي مادران داراي كودك با كم تواني ذهني بر اساس هستۀ ارزشيابي خود با ميانجي گري احساس كهتري رابطه وجود دارد.نتيجهگيري: به نظر مي رسد با توجه به اين كه والدين داراي كودكان با كمتواني ذهني در قياس با والدين كودكان عادي، تنيدگي بالاتري را تجربه ميكنند، لذا بهتر است پژوهشهاي گسترده تري با نمونه هاي بيشتر در اين خانواده ها انجام شود.
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
عنوان نشريه
علوم روانشناختي
لينک به اين مدرک